رویکردهای بازارمحورانه در آموزش عالی در دهه ۹۰ شمسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، تهران، ایران
2 دانشیار، مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، تهران، ایران
doi
10.61838/kman.irphe.29.4.1چکیده
بازاریسازی آموزش عالی مجموعهای از ساختارها و رویّهها و پراتیکهاست که موجب میشوند نظام دانشگاهی هر چه بیشتر تحت الزامات بازار قرار بگیرد. در این مقاله در آغاز کوشیدیم که ابعاد این بازاریسازی را شرح دهیم و نشان دهیم که در چه سطوحی عمل میکند. سطح مهمی از پراتیکهای بازاریسازی دربردارندهی توجیهات نظری و دانشگاهیای است که از آن تحت عنوان بازارمحوری یاد کردیم. در این مقاله، این پراتیکهای نظری در جهت توجیه بازاریسازی در دانشگاه ایرانی را در چارچوب چند رویکرد مشخص طبقهبندی کردیم: ۱) بومیگرایی اسلامگرا ۲) بازارمحوری رادیکال ۳) بازارمحوری توسعهگرا ۴) بازارمحوری مصلحتگرا. رد پای این رویکردها را در آثار چهرههای شاخص دانشگاهی پی گرفتیم و نشان دادیم که هر چند مکان سه رویکرد اولی در دانشگاه است اما در بخشی از رویکرد چهارمی حلقهی واسطی وجود دارد که این رویکردهای دانشگاهی از طریق آن بر ساختار نهاد اجرایی (دولت) و نهادی قانونگذاری (مجلس) اثر میگذارند. این حلقهی واسط را کسانی پر کردهاند که از آنها با نام «کارگزار دیوانی» یاد کردیم. از طریق بررسی برخی متون سیاستگذارانه کوشیدیم تأثیر این حلقهی واسط را توضیح دهیم. در این مقاله از روش اسنادی و فراتحلیل استفاده شده است. درواقع کوشیدهایم نشان دهیم تا چه اندازه رویکردهای بازارمحورانه در میان اظهار نظرهای کارشناسی، پژوهشها و تحلیلهای دانشگاهی و باورها و عقاید رایج در دانشگاه ایرانی ریشهدار و گستردهاند.