زنان و برساخت اجتماعی تعهد زناشویی؛ مورد مطالعه: شهر اصفهان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعهشناسی فرهنگی دانشگاه آزاد دهاقان
2 استادیار جامعهشناسی دانشگاه اصفهان
3 استادیار جامعهشناسی دانشگاه اصفهان
doi
چکیده
مقاله حاضر بر آن است تا با نگاهی برساختگرایانه، تعهد زناشویی را از منظر زنان درک کرده و براساس تفسیر آنان، تصویری جامع از علل و عواملی که موجب ایجاد و تغییر تعهد در روابط زوجین میشود، ارائه دهد. در این تحقیق با اتخاذ رویکرد تفسیرگرایانه و با روش نظریه مبنایی به برساخته شدن تعهد زناشویی پرداخته شده است. نمونه تحقیق 38 نفر از زنانی هستند که تجربه تأهل را داشته و به روش نمونهگیری هدفمند و نظری انتخاب شدند. پس از اعتمادسازی، اطلاعات مورد نیاز از طریق مصاحبه عمیق نیمهساختار یافته جمعآوری شده و تحلیل دادهها بهروش کدگذاری سه مرحلهای باز، محوری و گزینشی انجام شده است.یافتهها نشان میدهد تجربه زیست کودکی و نوجوانی، پارادوکس ارزشهای فردی، ویژگیهای شخصیتی، تجربه زندگی مشترک، سبک زندگی مصرفی/ فراغتی، هنجارهای تجویزشده ازدواج، نیاز به کسب تجربه عشق و دستاوردهای نوین زنان، بهمثابه شرایط علّی، تعهد را به امری سیال برساخته مینماید. سیالیتِ امر تعهد زناشویی در بسترهایی چون تعارضات معرفتی، تسلط گفتمان رضایت جنسی در روابط زوجین، رفاه نسبی جامعه و در شرایط مداخلهگریِ رسانهها و ارتباطات بین فرهنگی، تعاملات زنان را به دوگونه برمیتابد: گروهی از زنان با ارزیابی مثبت از موقعیت ازدواج خود و با استفاده از آموزش صحیح و تقویت مهارتهای زندگی موجب میشوند تا ازدواج بادوامِ تعهد محور به موقعیتی بهنجار تبدیل گردد، اما در مقابل گروهی دیگر با ارزیابی منفی از ازدواج خویش و جدایی پنهان از همسر با پیامدهای منفی چون عهدشکنی، گسترش روابط چندگانه عاطفی و جنسی، طلاق و عدم سلامت روحی مواجه میشوند. آگاهی و جهتگیری صحیح نسبت به پیامدها میتواند میزان آسیبهای ناشی از تغییرات شناختی از تعهد زناشویی را به حداقل برساند.