تأمینمالی پروژه محور در تولید برق تجدیدپذیر: تعامل الزامات قراردادی و قانونی در زنجیرة قراردادی
نویسندگان
1 دکتری حقوق نفت و گاز دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 دانشیار گروه حقوق خصوصی و اسلامی دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jrels.2022.318263.419چکیده
افزایش جهانی تقاضای برق، نگرانی کمبود گاز طبیعی در نیروگاه های سوخت فسیلی و سهم انکارناپذیر صنعت تولید برق در ایجاد آلودگی، ضرورت جایگزینی شیوههای تولید انرژی و حرکت به سمت انرژی تجدیدپذیر را میطلبد. با وجود اینکه از گذشته نیز صنعت تولید برق از صنایع پرهزینه شمرده می شد، این چالش در نیروگاههای تجدیدپذیر پیچیدهتر نیز هست. سهم نود درصدی بخش خصوصی در بازار جهانی انرژی تجدیدپذیر، مؤید دغدغة جذب سرمایه است. روند رو به رشد استفاده از تأمین مالی پروژهمحور در زیرساخت های انرژی تجدیدپذیر از یکسو و زمانبر بودن و هزینة معاملاتی بالای انعقاد این قراردادها از سوی دیگر، تناقضی در درستی استفاده از تأمین مالی پروژه محور به عنوان ابزاری برای تأمین مالی انرژی های تجدیدپذیر ایجاد کرده است. انعقاد تأمین مالی پروژه محور به علت ویژگی های خاصی که دارد، بسیار متأثر از تخصیص قراردادی ریسک های پروژه است. ریسک های این حوزه از انرژی که بارزترین آن ناپایداری سطح تولید است، چالش دیگری است که ثبات تولید نقدینگی و تضمین بازپرداخت وام پروژه را با تردید همراه می کند. این تحقیق بر آن است تا ضمن اثبات تجربی و اقتصادی بودن استفاده از تأمین مالی پروژهمحور، به چگونگی تطابق ساختار این شیوه از تأمین مالی با چالشها و ریسکهای انرژی های تجدیدپذیر که از مهم ترین آنها، حمایت دولت در قالب خرید تضمینی برق است، بپردازد. این فرایند بازتاب دهندة یک تحول مهم حقوقی از نظر ساختار و کارکرد قرارداد و حقوق قراردادها از باب تغییر مفهوم اصل نسبی بودن قراردادهاست.