تحلیل الگوی قراردادی برای موافقتنامه های فروش و انتقال گاز ‏طبیعی از طریق خطوط لولة فرامرزی با تأکید بر نمونة بهینه برای ‏ایران

نویسندگان

1 دانشیار گروه حقوق عمومی دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

2 دکتری حقوق نفت و گاز دانشگاه تهران و حقوق بانکی و تأمین مالی بین‌المللی دانشگاه زوریخ سوییس

doi
10.22059/jrels.2021.284974.293
چکیده

     صنعت گاز طبیعی به طور عمده شامل سه قسمت تولید، ‌انتقال و توزیع است. انتقال توسط خط لوله یا به صورت حمل با کشتی­ های ال.ان.جی است. در آغاز پیدایش این صنعت، یعنی بین دهه ­های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، همة این زنجیره به صورت یکپارچه انجام می­ شد؛ اما رفته­ رفته این بخش­ها شامل بخش­های بالادستی، میان­دستی (حمل و انتقال) و    پایین­ دستی (بازاریابی و فروش)، از یکدیگر جدا شدند. برای مدیریت ریسک­ های بازار گاز طبیعی استفاده از قراردادهای بلندمدت به ­عنوان ابزاری برای کاهش هزینه­ های معاملاتی به­کار گرفته می­ شود. قراردادهای بلندمدت قراردادهای بیش از پنج تا سی سال را دربر می­ گیرد. قراردادهای یادشده، قراردادهای متداولی در صنعت گاز طبیعی هستند که در دو بخش قراردادهای فروش و قراردادهای انتقال مورد استفاده قرار گرفته­ اند. ایران به­ عنوان کشوری دارای ذخایر عظیم نفت و گاز می­ تواند نقش مهمی در تنظیم بازارهای گاز طبیعی ایفا کند؛ اما متأسفانه به دلایل مختلفی هنوز این ظرفیت به ثمر نرسیده است. مهم­ترین قرارداد گاز صادراتی ایران، قرارداد با شرکت بوتاش ترکیه است که دارای مشکلات و مزایای خاص خود است. در این مقاله به تحلیل قراردادهای فروش و انتقال گاز طبیعی از منظر انتقاد ساختاری و راهبردی پرداخته ­ایم تا ضمن نشان دادن مشکلات استفاده از قرارداد فروش گاز، الگوی سرمایه­ گذاری و قراردادی بهینه ­ای را نیز جهت رسیدن به اهداف صادراتی و کاهش معایب فروش گاز ارائه کنیم.