بررسی تطبیقی نقش اعتبارات خرد در توسعه روستایی نواحی کوهستانی و دشتی (مورد مطالعه: دهستان‌های کارده و میان ولایت شهرستان مشهد)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشیار گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی دانشگاه فردوسی مشهد.

3 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی دانشگاه فردوسی مشهد

4 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22048/rdsj.2017.61710.1580
چکیده

اعتبارات خرد با هدف ارائه خدمات مالی به گروه­های کم‌درآمد در کشورهای درحال توسعه در سه دهۀ اخیر مطرح‌شده است. این اعتبارات با اعطای وام به روستاییان به‌ویژه آن‌هایی که در امور تولیدی فعالیت دارند این امکان را می­دهد که به سبب فراهم بودن نقدینگی بتوانند نیازهای مالی‌شان را برای انجام عملیات تولیدی و تهیه نهاده­های کشاورزی تأمین نمایند. این تحقیق نیز با هدف بررسی نقش اعتبارات خرد در توسعه روستایی، با تأکید بر تأثیر عوامل جغرافیایی در جذب اعتبارات مذکور در دو ناحیه کوهستانی (کارده) و دشتی (میان ولایت) شهرستان مشهد، انجام‌گرفته است و بر اساس هدف، کاربردی- توسعه­ای و به­لحاظ روش‌شناسی، از نوع توصیفی – تحلیلی است. با توجه به دو جامعه آماری مورد مطالعه، از کلّ خانوارهایی که در بین سال­های 1394-1390 حداقل یک­بار وام دریافت کرده­اند، با استفاده از فرمول کوکران تعداد 207 خانوار روستایی به‌عنوان حجم نمونه برآورد گردید و سپس به نسبت خانوارها در هر ناحیه تقسیم شد. نمونه­گیری این جامعه آماری با روش طبقه­ای و تصادفی صورت گرفته است. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از منابع اسنادی و عملیات پیمایشی (پرسشنامه) در بین خانوارهایی که اعتبارات دریافت کرده­اند، جمع‌آوری‌شده است. و از آزمون‌های آماری ویلکاکسون (برای تحلیل تفاوت دوره قبل و بعد)، فریدمن و کای‌دو، T تک­نمونه‌ای و هم­بستگی برای تحلیل داده‌ها بهره‌ گرفته شد. نتایج نشان­داد که میزان اثربخشی اعتبارات در بین ساکنین روستایی نواحی کوهستانی و دشتی تفاوت معنی­داری وجود ندارد ولی ازنظر مشکلات و موانع دریافت وام و درجه رضایت‌مندی، تفاوت معنی­داری بین این دو ناحیه وجود دارد و میزان رضایت‌مندی در ناحیه دشتی بیشتر است. هم­چنین نتایج  آزمون نا پارامتری ویلکاکسون برای سنجش میزان تفاوت موجود در دو دوره زمانی قبل و بعد از استفاده از اعتبارات خرد روستایی در هر دو جامعه نمونه، نشان می‌دهد که پرداخت اعتبارات خرد منجر به ایجاد تغییرات قابل‌توجهی در کلیه محورها شده است و این تغییرات از دیدگاه استفاده‌کنندگان کاملاً معنی­دار است. نتایج آزمون T تک­نمونه‌ای نیز نشان‌دهنده اثرات مناسب اعتبارات بر توسعه اقتصادی مناطق روستایی موردمطالعه می­باشد. نتایج حاصله از تحلیل نا پارامتری هم­بستگی (اسپیرمن) میان مؤلفه‌های  موردبررسی نیز نشان‌دهنده وجود رابطه مستقیم بین مؤلفه‌های تأثیرگذار  توسعه اقتصادی نقاط روستایی است. به‌عبارت‌دیگر با افزایش مقادیر هر یک از مؤلفه‌ها، سایر ابعاد نیز افزایش معنی­داری را نشان می‌دهند