لوله‌گذاری زیردریایی در تقابل با اعمال حقوق حاکمۀ دولت ساحلی در منطقۀ انحصاری اقتصادی و فلات قاره

نویسندگان

1 دانشیار گروه حقوق بین‌الملل دانشگاه پیام نور

doi
10.22059/jrels.2020.298024.355
چکیده

عبور لوله‌های زیردریایی انتقال نفت و گاز از منطقۀ انحصاری اقتصادی یا فلات‌قارۀ دولت ساحلی با تقابل در منافع مختلف همراه است. برقراری تعادل در این زمینه در بستر آموزه‌های حقوق بین‌الملل دریاها ضروری است. از این رو، بررسی ابعاد آن با الگوی توصیفی و تحلیلی، موضوع این نوشتار است. پرسش اصلی پژوهش این است که بایسته‌های حقوق و تعهدات دولت ساحلی در تقابل با حقوق و تعهدات دولت متقاضی لوله‌گذاری زیردریایی انتقال نفت و گاز در مناطق انحصاری اقتصادی و فلات‌قارۀ دولت ساحلی چیست؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که دولت‌های ساحلی، خواهان ایجاد محدودیت بیشتر پیش روی دولت‌های متقاضی لوله‌گذاری زیردریایی در منطقۀ انحصاری اقتصادی و فلات‌قاره هستند؛ در حالی‌که دولت‌های متقاضی نیز به موجب اصل آزادی دریاها دارای آزادی عمل در لوله‌گذاری زیردریایی هستند. با وجود این،‌ تعیین مسیر برای خطوط لولۀ زیردریایی، موضوع رضایت دولت ساحلی است که دولت متقاضی لوله‌گذاری زیردریایی ناگزیر از جلب آن است.