نقد جامعه‌شناختی داستان سیاسنبو براساس نظریۀ ساختارگرایی تکوینی گلدمن

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سلمان فارسی، کازرون، ایران.

2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سلمان فارسی، کازرون، ایران.

doi
10.22059/jlcr.2023.358054.1931
چکیده

جامعه­شناسی ادبیات، دانشی میان‌رشته­ای است که می­کوشد با روشی علمی رابطۀ میان ساختار ادبی و جامعه را بررسی کند. گلدمن از نظریه­پردازان این شاخه در روش خود (ساختارگرایی تکوینی) در پی ایجاد ارتباطی معنادار میان اثر ادبی و جنبه­های مهم زندگی اجتماعی است، در این شیوه رابطۀ اثر ادبی با جامعه بررسی می­شود تا ابعاد سیاسی، تاریخی و اجتماعی جامعه و همسویی آن با اثر هنری برای خواننده آشکار شود. با توجه به این نظریه، صورت و محتوای اثر ادبی تحت تأثیر ساختارهای جامعه شکل گرفته است. این پژوهش با دیدی جامعه­شناختی داستان سیاسنبو را بررسی کرده است تا ابعاد تاریخی، اجتماعی و فرهنگی این اثر را براساس ساختارگرایی تکوینی گلدمن تحلیل کند. این بررسی در دو مرحلۀ دریافت و تشریح صورت گرفته است: در مرحلۀ دریافت، ساختار اثر و در مرحلۀ تشریح، ساختارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اثر در پیوند با جامعه بررسی شده است. مبنای این پژوهش براساس خوانش، تحلیل متن و به روش کتابخانه­ای صورت گرفته است. یافته­های پژوهش نشان می­دهد رابطۀ تنگاتنگی میان وقایع تاریخی روزگار نویسنده و ساختار اثر وجود دارد. حوادث و اتفاقات سیاسی جنوب در شکل­دهی­ ساختارهای ذهنی نویسنده و آفرینش اثر تأثیرگذار بوده است. شخصیت­ پروبلماتیک رمان درحقیقت نمونۀ کوچکی از جامعۀ بیرون است که به طبقۀ متوسط تعلق دارد. ساختار سیاسنبو طبق الگوی گلدمن با ساختارهای سیاسی و اجتماعی جامعه منطبق بوده و فقر، بی­عدالتی و استعمارستیزی تبلوری از جهان­بینی نویسنده است. صفدری به‌خوبی توانسته است میان جهان اجتماعی سیاسنبو و واقعیت­های جامعه ارتباطی دوسویه برقرار سازد. داستان دارای زمینه­های رئالیستی است که وضعیت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی  در آن انعکاس یافته است.