واکنش نظام حقوقی حاکم بر حملو نقل دریایی کالابه چالشهای زیست محیطی ناشی از نشت نفت و گاز (با تأکید بر کنوانسیون روتردام)
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق عمومی و بینالملل، دانشکدۀ حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری حقوق بینالملل عمومی، گروه حقوق عمومی و بینالملل، دانشکدۀ حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار گروه حقوق عمومی و بینالملل، دانشکدۀ حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22059/jrels.2020.289575.311چکیده
از موضوعات بحثبرانگیز سالیان اخیر در محیط زیست دریایی، نشت گاز و نفت است که اسناد بینالمللی نیز نگاه ویژهای به آن داشتهاند. با مروری کوتاه بر روند تکوین و تکامل نظام حقوقی حاکم بر حملونقل دریایی کالا در مقابل نشت کالای خطرناک، نفت و گاز، کنوانسیونهای حاکم بر حملونقل دریایی کالا، یعنی لاهه، لاهه-ویزبی، هامبورگ و روتردام بررسی میشود و به میزان اثرگذاری کنوانسیون اخیر در پوششهای زیستمحیطی مسائل مربوط به آلودگی ناشی از نشت مواد سوختی پرداخته میشود. به این پرسش پاسخ میدهیم که آیا این رژیم حقوقی توانسته است مشکلات پیشگفته در دریا را حل کند و نیز مسئولیت ناشی از فعل متخلفانه، چگونه اعمال میشود؟ فرضیۀ نخست پژوهش پیش رو، بر این است که کنوانسیون روتردام، سندی قوی است که تصویب آن توسط بیشتر دولتهای دارای صنعت دریانوردی، میتواند گام مؤثری در حمایت از محیط زیست دریایی باشد و در صورت لازمالاجراشدن، با تعریف جدیدی از توسعۀ اقتصادی، فعالانه به حفاظت از محیط زیست دریایی و جلوگیری از آلودگی کمک کند.