نقد گلستان سعدی از دیدگاه نظریه شناختی- اجتماعی بندورا.
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روانشناسی عمومی، دانشگاه محقق اردبیلی، (کارشناس دانشگاه فرهنگیان)، ایران
2 عضو هیأت علمی دانشگاه لرستان، لرستان، ایران.
3 دکتری روانشناسی تربیتی، دانشگاه لرستان، ایران
doi
10.22059/jor.2018.114379.1141چکیده
گلستان، تاثیرگذارترین کتاب نثر در ادبیات فارسی است که سعدی، شاعر و نویسنده پارسیگوی در آن به ذکر واقعیات زندگی انسان و نصایح اخلاقی، در یک دیباچه و هشت باب به نثر مُسَّجَع پرداخته است. امروزه بررسی رفتارهای مختلف انسانی در گلستان از منظر روانشناسی قابل تأمل است. این پژوهش، به دور از ملاک ارزشگذاری، به روش مقایسهای بر آن است تا نظرات سعدی را در حکایتهای گلستان با نظریه شناختی-اجتماعی بندورا مقایسه کند. شیوه پژوهش، کتابخانهای و اسنادپژوهی است و روش تحلیل نیز جنبه تطبیقی دارد و در طرح هر مفهوم به نمونههای چندی اشاره شده است. یافتههای پژوهش، حاکی از آن است که ﺳﻌﺪی از ﻗﺎﻟﺐ ﺣﻜﺎﻳﺖ ﺑﺮای ﺑﻴﺎن ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ روشهای زﻧﺪﮔﻲ ﺑﻬﺮه میگیرد و سعی دارد ﺑﺮای ﺑﻬﺒﻮد رواﺑﻂ و رﻓﺘﺎرﻫﺎی اﻧﺴﺎﻧﻲ، راﻫﻜﺎرﻫﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﻮد اراﺋﻪ نماید. این مفاهیم اﻣﺮوزه ﺑﺎ ﻧﻈﺮﻳﻪ شناختی-اجتماعی بندورا ﻣﻄﺎﺑﻘﺖ دارد. نتایج تحقیق نشان میدهد که سعدی به مفاهیم عمده نظریه شناختی-اجتماعی بندورا نظیرِ یادگیری مشاهدهای و فرایند مؤثر بر آن، موجبیت متقابل و عاملیت انسانی در حکایات پرداخته است.