ارزیابی کیفی وضعیت زیست‌بوم کارآفرینانه در پایانه مرزی مهران: مطالعه‌ای پدیدارشناسانه

نویسندگان

1 گروه کارآفرینی و توسعه روستایی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران

2 گروه کارآفرینی و توسعه روستایی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.

3 گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

4 گروه ترویج و آموزش کشاورزی، واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران

doi
10.22034/jer.2026.2087432.1408
چکیده

مقدمه: مناطق مرزی به دلیل نقش حیاتی در تجارت خارجی و ارزآوری، برای شکوفایی اقتصادی منطقه‌ای و ملی اهمیت ویژه‌ای دارند. این مناطق با پیوند اقتصاد کشورهای همسایه و تأمین معیشت خانوارهای محلی، زمینه‌ساز تعاملات اقتصادی، رفاه و امنیت پایدار می‌شوند. مرزها که زمانی مانع بودند، امروزه با جهانی‌شدن به فرصت‌های اقتصادی تبدیل شده‌اند. توسعه پایدار این مناطق نیازمند توجه به ابعاد امنیتی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. کارآفرینی به‌عنوان موتور رشد اقتصادی، به محیطی حمایتی نیاز دارد و رویکرد «اکوسیستم کارآفرینی» این محیط را مجموعه‌ای پویا از بازیگران، نهادها، سیاست‌ها و بازارها تعریف می‌کند. با توجه به ظرفیت‌های استان ایلام و مرز مهران در تجارت و نیز چالش‌های بیکاری و محرومیت، درک وضعیت کنونی اکوسیستم کارآفرینی این پایانه ضروری است؛ از این‌رو، پژوهش حاضر با روش پدیدارشناسی به ارزیابی کیفی زیست‌بوم مهران از منظر ذی‌نفعان می‌پردازد تا مبنایی برای سیاست‌گذاری آگاهانه فراهم آورد. روش‌شناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی و هدف کاربردی، به شیوۀ توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و گروه‌های بحث متمرکز با ۱۳ نفر از خبرگان و فعالان اقتصادی پایانه مرزی مهران جمع‌آوری گردید. نمونه‌گیری ابتدا هدفمند بود و سپس با روش‌های شبکه‌ای و نظری تا حصول اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود. اعتبار یافته‌ها از طریق بازبینی توسط مشارکت‌کنندگان، مشارکت چند پژوهشگر، خودبازبینی و ارائه توصیفات دقیق از تحقیق تضمین شد. این روش‌ها به اعتبارسنجی، تأییدپذیری و انتقال‌پذیری نتایج کمک کرده‌اند. یافته‌ها: زیست‌بوم کارآفرینانۀ پایانه مرزی مهران با چالش‌های جدی در فرهنگ کار، هم‌افزایی نهادی، زیرساخت‌های فیزیکی و دیجیتال و حکمرانی مواجه است. همچنین، سرمایه‌های انسانی و مالی از کمبودهایی در آموزش، دسترسی به منابع مالی و رقابت‌پذیری رنج می‌برند. نوآوری در ابعاد اقتصادی و نهادی نیز مغفول مانده و امنیت به‌عنوان دغدغه‌ای مداوم مطرح است. با وجود پتانسیل‌های جغرافیایی و انسانی، غلبه بر این موانع ساختاری، فرهنگی و اقتصادی مستلزم اصلاحات اساسی در حکمرانی، سرمایه‌گذاری هدفمند و ایجاد پیوند قوی میان نوآوری، سرمایه و نهادهای علمی برای تبدیل مهران به قطب کارآفرینی مرزی است. نتیجه‌گیری / دستاوردها: این پژوهش پدیدارشناختی، زیست‌بوم کارآفرینانۀ پایانه مرزی مهران را در هشت مقولۀ اصلی بررسی کرده و آن را پدیده‌ای پیچیده و چندبُعدی معرفی می‌کند که نیازمند توجه همزمان به تمامی ابعاد نهادی، فرهنگی، زیرساختی، انسانی، مالی، نوآورانه و امنیتی است. یافته‌ها نشان‌دهندۀ تأثیر تعیین‌کنندۀ فرهنگ کار و میزبانی، ضعف شدید هم‌افزایی نهادی، کمبودهای زیرساختی فیزیکی و دیجیتال، حکمرانی ناپایدار و امنیتی-محور، ضعف آموزش و امنیت شغلی نیروی انسانی، دسترسی دشوار به سرمایۀ مالی و نوآوری در سطح گفتمان است. این پژوهش تأکید دارد که توسعۀ پایدار مرزی مستلزم تقویت امنیت، اصلاح حکمرانی، توسعۀ زیرساخت‌های هوشمند، توانمندسازی نیروی انسانی و نهادینه‌سازی نوآوری در تعامل فعالان اقتصادی است.