ارائه الگوی پارادایمی توسعۀ کارآفرینی زنان روستایی در ایران
نویسندگان
1 گروه کارآفرینی، دانشکده اقتصاد و حسابداری، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
2 گروه مدیریت بازرگانی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
3 گروه مدیریت دولتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.22034/jer.2024.2041014.1188چکیده
مقدمه: توسعۀ کارآفرینی زنان روستایی بهدلیل نیازهای اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی نیازمند توجه جدی است؛ زیرا آنها نقشی کلیدی در بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانوادهها، بهویژه در مناطق روستایی ایفا میکنند. همچنین، توسعۀ کارآفرینی زنان روستایی موجب افزایش اشتغال، کاهش نرخ بیکاری، کاهش نرخ مهاجرت به شهرها و بهبود کیفیت زندگی روستاییان خواهد شد. افزون براین، زنان روستایی منابع بالقوۀ بسیاری برای راهاندازی کسبوکار دارند و توسعۀ کارآفرینی در میان آنها به بهبود توانمندیهای فردی و اجتماعی آنها کمک میکند. با اینحال، نرخ فعالیتهای کارآفرینانۀ زنان روستایی در کشورهای در حال توسعه پایین است و ایران نیز از این امر مستثنی نیست. در این زمینه، زنان کارآفرین روستایی عمدتاً با چالشهای اجتماعی، فرهنگی، مالی، مهارتی و فقدان مدیریت و تفکر راهبردی مواجه هستند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی پارادایمی توسعۀ کارآفرینی زنان روستایی در ایران است.روششناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و توسعهای و از نظر ماهیت دادهها، کیفی و با روش دادهبنیاد انجام شده است. جامعۀ مورد مطالعه شامل زنان کارآفرین و خبرگان دانشگاهی بودند که با روش نمونهگیری غیراحتمالی و هدفمند انتخاب شدند. پس از ۱۲ مصاحبه، قاعده اشباع نظری حاصل شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته عمیق جمعآوری و برای تحلیل آنها از فرآیند کدگذاری مبتنی بر رهیافت نظاممند اشتراوس و کوربین استفاده شد. روایی پژوهش با استفاده از معیارهای چهارگانۀ لینکلن و گوبا نظیر قابلیت اعتبار، قابلیت انتقالپذیری و تناسب، قابلیت اطمینان و ثبات و قابلیت تصدیق مورد تأیید قرار گرفت. پایایی پژوهش نیز با استفاده از روش پایایی بازآزمون محاسبه و ۸۶ درصد بهدست آمد.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که توسعۀ کارآفرینی زنان روستایی متأثر از شرایط علّی نظیر آموزش کارآفرینی (اهداف آموزش، شیوههای آموزش و نتایج آموزش) و عوامل روحی-روانی (ویژگیهای فردی و انگیزانندهها)، عوامل زمینهای نظیر چالشهای کارآفرینی زنان (چالشهای اقتصادی و اجتماعی) و عوامل مداخلهگر (توسعه خدمات، بازاریابی و مدیریت ارتباط با مشتری) است. افزون بر این، یافتههای پژوهش نشان داد که راهبردهای توسعۀ کارآفرینی زنان روستایی نظیر مشتریمداری، ایجاد وفاداری در مشتریان، انعطافپذیری، تبلیغات اجتماعی و محتوایی هستند که پیامدهایی نظیر منفعت فردی و توسعۀ اقتصادی را برای زنان کارآفرین روستایی بههمراه دارد.نتیجهگیری / دستاوردها: با توجه به یافتههای پژوهش، رفع موانع و چالشهای فراروی توسعه فعالیتهای کارآفرینانۀ زنان روستایی و اتخاذ تدابیر و خطمشیهای حمایتی از سوی سیاستگذاران و متولیان امر، جهت افزایش نرخ مشارکت زنان روستایی در فعالیتهای کارآفرینانه و همچنین پایداری کسبوکارهای کوچک و متوسط و زودبازده روستایی، میتواند سازنده و راهگشا بوده و به توسعه اجتماعی و اقتصادی منطقه کمک نماید.