بررسی تأثیر قابلیتهای دیجیتال، شبکهای و نوآوری بر چابکی و عملکرد کسبوکارهای کوچک و متوسط با نقش تعدیلگر منابع مالی در دسترس کارآفرین
نویسندگان
1 گروه مدیریت کسبوکار، دانشکده مدیریت، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
doi
10.22034/jer.2025.2044766.1209چکیده
مقدمه: محیط کسبوکار ایران با عدم قطعیتها و تلاطمهای خاصی همراه است. کسبوکارهای کوچک و متوسط در این محیط برای بقا و رشد به قابلیتها و توانمندیهایی نیاز دارند که شناخت آنها میتواند به بهبود عملکرد کمک کند. لذا، هدف این پژوهش بررسی تأثیر قابلیتهای فناوری دیجیتال، شبکههای خارجی و ظرفیت نوآوری بر چابکی سازمانی و ارتباط آن با عملکرد کسبوکارهای کوچک و متوسط است. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی نقش تعدیلگر منابع مالی در دسترس کارآفرین بر رابطۀ عوامل مؤثر بر چابکی میپردازد. این پژوهش تلاش میکند تا مدلی مفهومی برای چابکی و عوامل اثرگذار بر آن ارائه دهد. نتایج این تحقیق میتواند برای کارآفرینان و مدیران کسبوکارهای کوچک و متوسط مفید باشد. روششناسی: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت کمی و از نوع توصیفی-پیمایشی است. جامعۀ آماری پژوهش شامل شرکتهای کوچک و متوسط در شهر تهران با تعداد کارکنان بین ۱۰ تا ۲۴۹ نفر بود. پرسشنامۀ آنلاین به بنیانگذاران، مدیران ارشد یا اعضای هیئتمدیرۀ ۳۵۰ شرکت ارسال شد و در نهایت، ۲۰۷ پرسشنامۀ صحیح و کامل جمعآوری گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامههای استانداردی است که متغیرهای پژوهش شامل قابلیتهای فناوری دیجیتال، شبکه روابط خارجی، ظرفیت نوآوری، چابکی سازمانی، عملکرد و منابع مالی در دسترس کارآفرین را اندازهگیری کرد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزارهای SmartPLS و SPSS انجام شد. یافتهها: نتایج این پژوهش نشان داد که قابلیتهای فناوری دیجیتال، شبکه روابط خارجی و ظرفیت نوآوری در کسبوکارهای کوچک و متوسط تأثیر مثبت و معناداری بر چابکی سازمانی دارد. افزون بر این، چابکی سازمانی بر عملکرد کسبوکارهای کوچک و متوسط تأثیر مثبتی دارد. یافتههای این پژوهش از نقش تعدیلگری منابع مالی در دسترس کارآفرین در رابطۀ میان قابلیتهای فناوری دیجیتال و ظرفیت نوآوری بر چابکی سازمانی حکایت دارد. نتیجهگیری / دستاوردها: این پژوهش بر اهمیت تقویت قابلیتهای فناوریهای دیجیتال، شبکه روابط خارجی کسبوکارهای کوچک و متوسط و ظرفیت نوآوری آنها تأکید دارد. از سوی دیگر، منابع مالی در دسترس کارآفرین را در این نوع از کسبوکارها برای بهبود تأثیرگذاری قابلیتهای فناوری دیجیتال و ظرفیت نوآوری بر چابکی توصیه مینماید که یافتهای جدید در این حوزه بهشمار میرود. در واقع، کارآفرینان برای تبدیل بهتر قابلیتهای دیجیتال و ظرفیت نوآوری به چابکی نیاز به دسترسی به منابع مالی مازادی دارند که بهسرعت برای اجرای تصمیمات آنها در اختیارشان باشد. دستاوردهای این پژوهش از یکسو برای کارآفرینان و مدیران کسبوکارهای کوچک و متوسط قابل استفاده است تا بتوانند قابلیتهای مورد نیاز برای چابکی و عملکرد بهتر را در کسبوکار خود ایجاد نمایند و از سوی دیگر، به سیاستگذاران ایدههایی برای بهبود عملکرد و چابکی کسبوکارهای کوچک و متوسط در محیط پرتلاطم و پیچیدۀ کسبوکار ایران ارائه میکند.