مدیریت دانش در سیر تاریخی قراردادهای بالادستی صنعت نفت ایران

نویسندگان

1 استادیار دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی

2 دانشجوی دکتری مدیریت قراردادهای بین‌المللی نفت و گاز دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامۀ طباطبائی

3 دانشیار دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22059/jrels.2018.240929.144
چکیده

ایران با داشتن ذخایر عظیم هیدروکربوری جهان، با گذشت بیش از یک قرن از نخستین استخراج و بهره­برداری نفت در قلمرو خود، تا امروز به یک قرارداد جامع که زمینه­ساز پیشرفت دانش فنی کشور و سوق­دهنده به حداکثرسازی ظرفیت اقتصادی میادین هیدروکربوری باشد، دست نیافته است. در این پژوهش ضمن نگاهی اجمالی به دانش و مدیریت آن، به عنوان شرط لازم انتقال فناوری، قراردادهای نفتی امتیازی، مشارکتی و خدماتی پیش و پس از انقلاب اسلامی، از نگاه مدیریت دانش واکاوی شده­اند. نتایج به‌دست‌آمده، نشان می­دهد قراردادهای امتیازی فارغ از رویکرد دانشی و بدون فراهم کردن بستر تحقق ابعاد و فرایندهای مدیریت دانش تنظیم شده و قراردادهای مشارکتی و خدماتی نیز به اختصار و بدون تأمین تضمین­های لازم، تنها زمینه­ساز کسب دانش بوده و رویکردی به سایر ابعاد مدیریت دانش نداشته است. پس از انقلاب اسلامی، با وجود تحولات و پیشرفت­های شگرف دانش در چند دهۀ اخیر، شروط راهبردی برای تحقق ابعاد مدیریت دانش و توسعه دانش و فناوری در قراردادهای بیع متقابل به روشنی مطرح نشده است و در نسل سوم این قراردادها، بُعد اجرایی انتقال فناوری فقط در سطح آموزش نیروهای انسانی، آن هم نه به صورت مطلوب نمود می­یابد.