پژوهشی در عناصر و مؤلّفه‌های زبان ادبی آثار خواجه عبدالله انصاری

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه پیام نور، ص.پ 4697- 13939، تهران، ایران.

doi
10.22059/jlcr.2023.357505.1928
چکیده

زبان ادبی یا زبان شاعرانه و بلاغی اصطلاحی است که گاهی در برابر زبان معمول روز‌مره و خودکار قرار می‌گیرد و گاهی در مقابل زبان علمی به کار‌‌ می‌رود. زبان ادبی و شاعرانه؛ هرچند پدیده‌ای است درونِ نظام زبان، امّا تعریف، ویژگی‌ها، اجزا و کارکردهایی ‌خودْ‌ویژه و متفاوتی دارد. برجسته‌ترین ویژگی و عنصر زبانِ ادبی، واقعیت‌گریزی و بیان جهان‌های ممکن، ساختن و نشان‌دادن جهان‌های ناممکن، برخورداری از جوهرة تخیّل و خلّاقیّت، بهره‌مندی از عوامل زیبایی‌شناختی و هنجارگریزی تا دست‌یابی به انواع برجسته‌سازی و آشنایی‌زدایی است. هدف اصلی این پژوهش که به شیوة اسنادی ـ توصیفی و تا اندازه‌ای تجزیه و تحلیل ادبی صورت می‌گیرد، مطالعه و بررسی آثار و متون یکی از عرفای قرن پنجم هجری؛ یعنی خواجه عبدالله انصاری، از چشم‌انداز زبان ادب و کشف عناصر و مؤلّفه‌های زبان شاعرانه و بلاغی، پرداختن به مقوله‌های زبانی و زیبایی‌شناختی و سرانجام پیوستگی زبان ادبی با زبان عرفانی در آثار شیخ انصاری است. این پژوهش در پایان نیز به ‌این نتیجه می‌‌رسد که هرچند شیخ‌الاسلام انصاری، عارف بزرگی است و غرض اصلی از خلق آثار، بیشتر تعلیم و آموزش، وعظ و خطابه، شرح و بیان آیات و احادیث برای مریدان، شاگردان و مخاطبان بوده است و اغلب سخنانش در مراحل جذبه، استغراق و سُکر عرفانی جاری شده است، امّا از بهرة زیبایی‌شناختی آنها نیز غافل نبوده است و وجود همین عناصر و مؤلّفه‌های زبان ادبی و پیوستگی آن با زبان عرفانی خواجه، باعث تفاوت در سبک ادبی شخصی او هم شده است.