بررسی نقش تعدیلگر فرهنگ سازمانی در رابطه بین سیستمهای اطلاعاتی مدیریت و گرایش به کارآفرینی (مورد مطالعه: کارکنان دانشگاه شهید بهشتی)
نویسندگان
1 گروه مدیریت آموزش عالی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 گروه علوم تربیتی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ملایر، ملایر، ایران.
doi
10.22034/jer.2024.2020786.1078چکیده
مقدمه: چندین دهه است که مقولۀ گرایش به کارآفرینی بهعنوان یک مطالعه جدّی و منسجم موردتوجّه پژوهشگران قرار گرفته است. گرایش به کارآفرینی وضعیّتی است که در آن یک فرد تمایلات خود را در رابطه با رفتار کارآفرینانه در یک سازمان مستقل نشان میدهد. فرهنگ سازمانی در معرفی سیستمهای اطلاعاتی در یک سازمان بسیار مهم است. مفهوم فرهنگ با نگرش، ارزش، اهداف و شیوههای سازمانی، حرفهای و ملّی مرتبط است. در دهۀ 1960، «سیستمهای اطلاعات مدیریت» برای اوّلین بار در قالب یک مفهوم مطرح شد. یکی از وظایف سیستمهای اطلاعات مدیریت جمعآوری، پردازش و تجزیهوتحلیل دادههای سازمان است. امروزه شرکتهای بزرگ فناوری نظیر «فیسبوک، توییتر و اسنپ» توانستند با استفاده از سیستمهای اطلاعات مدیریت به موفقیتهایی دست پیدا کنند. در مورد سیستمهای اطلاعات مدیریت، فرهنگ سازمانی و گرایش به کارآفرینی پژوهشهای فراوانی انجام شده است، ولی پژوهشی که هر سه متغیر را مورد بررسی قرار دهد یافت نشده است؛ بنابراین، در پژوهش حاضر پاسخگویی به این پرسش اساسی مدّ نظر بود که آیا فرهنگ سازمانی میتواند نقش تعدیلگر در رابطه میان سیستمهای اطلاعات مدیریت و گرایش به کارآفرینی ایفا کند؟روششناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از حیث روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود که با استفاده از رهیافت مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعۀ آماری پژوهش را کلیۀ کارکنان دانشگاه شهید بهشتی تشکیل میدادند که تعداد آنها بر طبق آمار 1127 نفر بود. با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 288 نفر بهعنوان نمونه آماری پژوهش تعیین شد که با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای برای مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامۀ استاندارد بوده که روایی صوری و محتوایی آنها توسط متخصصان تأیید و برای تعیین پایایی پرسشنامههای سیستمهای اطلاعات مدیریت، فرهنگ سازمانی و گرایش به کارآفرینی، ضریب آلفای کرونباخ بهترتیب 88/0، 82/0 و 85/0 بهدست آمد. تجزیهوتحلیل دادهها در دو سطح توصیفی و استنباطی با استفاده از نرمافزارهای SPSS و LISREL انجام شد. یافتهها: یافتهها نشان داد که سیستمهای اطلاعاتی مدیریت بر گرایش به کارآفرینی تأثیر مثبت و معناداری داشت. نتایج مؤید آن بود که سیستمهای اطلاعاتی مدیریت بر فرهنگ سازمانی تأثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین، نتایج بیانگر آن بود که فرهنگ سازمانی بر گرایش به کارآفرینی تأثیر مثبت و معناداری دارد. افزون بر این،، یافتهها نشان داد که فرهنگ سازمانی در رابطه بین سیستمهای اطلاعاتی مدیریت و گرایش به کارآفرینی نقش تعدیلگر را ایفا میکند.نتیجهگیری/ دستاوردها: با توجّه به نتایج تجزیهوتحلیل دادهها مبنی بر رابطه بین فرهنگسازمانی و گرایش به کارآفرینی، به مدیران و مسئولان ذیربط پیشنهاد میشود که به فرهنگسازمانی و مؤلفههای آن در سازمان اهمیّت دهند و در زمینۀ تقویت تسهیم دانش، ارتباطات باز، نظام پاداشدهی، هدایت و رهبری، معناداری کار و ریسکپذیری تلاش کرده و به نیروی انسانی بهعنوان باارزشترین منبع در سازمان توجّه کنند و از اینطریق میزان گرایش به کارآفرینی را در سازمان ارتقاء دهند. همچنین، مدیران بایستی از سیستمهای اطلاعاتی بهمنظور گسترش فرهنگ و ترویج کارآفرینی در بین کارکنان استفاده نمایند و نیز از حداکثر امکانات و منابع مادی برای نیل به اهداف مشخص بهره گیرند.