جستاری در تخلّص‌های غریب و طنزآمیز در شعر فارسی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jlcr.2023.354242.1907
چکیده

از موضوعات بایستۀ بررسی و پژوهش در تاریخ شعر فارسی، تخلص و تخلص‌گزینی است. بر اساس اسناد باقیمانده در دیوان شاعران و کتب تذکره، هرچه از قرون چهارم و پنجم هجری به‌سوی قرون متأخر می‌آییم، ضرورت داشتن تخلص در میان سخن‌سرایان بیشتر به چشم می‌آید؛ با ذکر این مطلب و عارضۀ ادبی، هرچه به دوران معاصر نزدیک می‌شویم، تکرار تخلص‌ها و هم‌چنین کارکرد القابی با بار معنایی نه‌چندان مطلوب، رو به افزونی می‌گذارد. در این مقاله، با هدف آگاهی جزئی‌تر با زمینه‌های اجتماعی شعر فارسی، به‌طور ویژه به معرفی و بررسی تخلص‌های طنزآمیز، کمیاب و گاه خودکم‌بینانه پرداخته شده است: ابتدا مقدمه‌ای در تعریف، پیشینۀ تخلص، چگونگی و معیارهای انتخاب آن آمده است. سپس نکته‌ها، توضیحات و تذکراتی دربارۀ تخلص‌های غریب و طنزآمیز ارائه شده و در ادامۀ آن، به معرفی 38 مورد از چنین تخلص‌هایی پرداخته شده است. این القاب شاعرانه را اغلب از اسامی حیوانات، عیوب نفسانی، نقص‌های جسمانی و نام برخی خوراکی‌ها برگرفته‌اند. محدودۀ تاریخی این‌گونه تخلص‌ها از قرن نهم تا چهاردهم هجری است و از لحاظ جغرافیایی، شهر اصفهان بیشترین سهم را دارد. بیشتر این شاعران، کم‌ نام و نشان‌ هستند و بررسی زندگی‌نامۀ مختصرشان در تذکرها نشان می‌دهد که گاه، خودخواسته، تخلص‌های عجیب را بر خود می‌نهاده‌اند و در پاره‌ای موارد، اطرافیان شاعر یا جامعۀ ادبی، چنین تخلص‌هایی را برچسب‌گونه بر شاعر می‌زدند. ذهن و زبان بسیاری از این شاعران، به طنز و هجو و هزل مایل بوده است و در نمونه‌های بسیار اندکی که از سروده‌های آنان باقی‌مانده‌، به تخلص‌های عجیب و غریب خود اشاره کرده‌اند.