طراحی مدل بکارگیری فناوری‌‏های انقلاب صنعتی چهارم در زنجیره تأمین بشردوستانه

نویسندگان

1 استادیار،گروه مدیریت صنعتی، دانشکده کسب و کار و اقتصاد، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران.

2 استاد، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت صنعتی و فناوری، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده پردیس کیش، دانشگاه تهران، کیش، ایران.

doi
10.48308/jimp.16.1.103
چکیده

مقدمه و اهداف: پیشرفت‌های صنعت نسل چهارم شامل اینترنت اشیا، هوش مصنوعی، بلاکچین، کلان‌داده، رباتیک و چاپ سه‌بعدی، فرصت‌های مهمی برای ارتقای کارایی، شفافیت و تاب‌آوری زنجیره تأمین بشردوستانه ایجاد کرده است. با این حال، پیچیدگی عملیات امدادی، محدودیت شدید منابع، کمبود زیرساخت‌های دیجیتال و ناهماهنگی بین‌سازمانی، پذیرش مؤثر این فناوری‌ها را در محیط‌های بحرانی با چالش‌های جدی مواجه ساخته است. مرور ادبیات نیز حاکی از آن است که بیشتر مطالعات رویکردی تک‌فناوری و پراکنده داشته و مدل‌های جامع و یکپارچه برای تبیین نحوه پیاده‌سازی این فناوری‌ها در شرایط واقعی بحران اندک است. این پژوهش با هدف طراحی مدل مفهومی یکپارچه، به شناسایی عوامل مؤثر، چالش‌ها، راهبردهای اجرایی و پیامدهای به‌کارگیری فناوری‌های نسل چهارم در زنجیره تأمین بشردوستانه می‌پردازد.روش‌ها: پژوهش حاضر کاربردی، کیفی و اکتشافی است و با رویکرد نظریه داده‌بنیاد (الگوی استراوس و کوربین) انجام شده است. جامعه خبرگان شامل مدیران لجستیک بشردوستانه، متخصصان فناوری و مسئولان سازمان‌های امدادی دولتی و غیردولتی بود که ۱۸ نفر از آنان با روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و پس از پیاده‌سازی کامل، با کدگذاری سه‌مرحله‌ای (باز، محوری و انتخابی) در نرم‌افزار MAXQDA تحلیل گردید. اعتبار و پایایی پژوهش از طریق بازبینی مشارکت‌کنندگان، کدگذاری مستقل توسط چند پژوهشگر و رعایت معیارهای اعتبار، انتقال‌پذیری، پایایی و تأییدپذیری تأمین شد. اشباع نظری در مصاحبه هفدهم حاصل گردید.یافته‌ها: تحلیل داده‌ها نشان داد که شرایط علی شامل نیاز به افزایش شفافیت، بهبود هماهنگی بین‌سازمانی، تسریع عملیات امدادی و کاهش خطای انسانی است. شرایط زمینه‌ای عمدتاً شامل ضعف زیرساخت‌های ارتباطی و پردازشی، ناپایداری شبکه‌های داده، کمبود تجهیزات دیجیتال، محدودیت‌های مالی و نبود استانداردهای مشترک میان سازمان‌ها بود. عوامل مداخله‌گر نیز مقاومت فرهنگی و سازمانی، کمبود مهارت‌های دیجیتال کارکنان، تهدیدات امنیت سایبری و پیچیدگی فنی فناوری‌ها را دربرمی‌گیرد. راهبردهای اصلی اجرایی عبارتند از توسعه زیرساخت‌های فنی (رایانش ابری و پردازش لبه)، ایجاد پلتفرم‌های یکپارچه و ماژولار، تقویت همکاری بین‌سازمانی، آموزش تخصصی کارکنان، استقرار سیستم‌های پیش‌بینی مبتنی بر هوش مصنوعی و بهره‌گیری از فناوری‌های اینترنت اشیا، رباتیک و چاپ سه‌بعدی. یافته‌ها حاکی از آن است که این فناوری‌ها در قالب یک چرخه یکپارچه داده (تولید داده توسط اینترنت اشیا، پردازش توسط رایانش ابری و لبه، تحلیل توسط هوش مصنوعی و تضمین امنیت و شفافیت توسط بلاکچین) عملکرد بهینه‌ای در محیط‌های بحرانی دارند. پیامدهای مثبت شامل افزایش تاب‌آوری زنجیره تأمین، کاهش زمان واکنش، بهبود ردیابی منابع، کاهش فساد و افزایش کارایی تخصیص منابع است؛ هرچند پیامدهای منفی احتمالی نظیر وابستگی بیش‌ازحد به فناوری، آسیب‌پذیری در برابر حملات سایبری و هزینه‌های بالای نگهداری نیز شناسایی شد.نتیجه‌گیری: مدل مفهومی پیشنهادی نشان می‌دهد که پیاده‌سازی موفق فناوری‌های صنعت نسل چهارم در زنجیره تأمین بشردوستانه مستلزم چارچوبی یکپارچه و متناسب با واقعیت‌های بحران است. تمایز این مدل میان فاز آمادگی (با تمرکز بر پیش‌بینی، برنامه‌ریزی و زیرساخت‌سازی) و فاز پاسخ (با تمرکز بر نظارت بلادرنگ، هماهنگی عملیاتی و تحلیل لحظه‌ای داده‌ها) کاربرد عملی آن را تقویت می‌کند. این مدل می‌تواند راهنمایی راهبردی برای سیاست‌گذاران، مدیران سازمان‌های امدادی و طراحان سامانه‌های فناورانه در مسیر تحول دیجیتال عملیات بشردوستانه باشد.