ارائه یک مدل نوآورانه یادگیری ماشین ترکیبی مبتنی‌بر یادگیری عمیق برای پیش‌بینی تصمیمات استخدامی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 استاد، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.48308/jimp.16.1.170
چکیده

مقدمه و اهداف: در عصر رقابتی امروز، تصمیمات استخدامی دیگر نمی‌توانند صرفاً بر قضاوت‌های انسانی تکیه داشته باشند. با افزایش حجم داده‌ها، پیچیدگی ویژگی‌های متقاضیان و ضرورت دقت بالا در انتخاب نیروی انسانی، بهره‌گیری از هوش‌مصنوعی و یادگیری ماشین به یک الزام راهبردی برای سازمان‌ها تبدیل شده است. اگرچه مدل‌های یادگیری ماشین کلاسیک، مانند درخت تصمیم یا رگرسیون لجستیک، نتایج قابل‌قبولی داشته‌اند، اما این مدل‌ها در مواجهه با داده‌های نامتوازن، ساختارهای پیچیده و نیاز به دقت بالا، محدودیت‌های جدی دارند. پژوهش حاضر با هدف طراحی یک مدل یادگیری ماشین ترکیبی مبتنی‌بر یادگیری عمیق انجام شده که بتواند با ترکیب مزایای شبکه‌های عصبی و الگوریتم‌های یادگیری ماشین جمعی پیشرفته، مدلی قدرتمند، دقیق و تفسیرپذیر برای پیش‌بینی تصمیمات استخدامی ارائه دهد. روش‌ها: برای توسعه مدل پیشنهادی، از یک ساختار استکینگ چندلایه استفاده شده است که در آن شبکه عصبی عمیق (DNN)  به همراه 4 الگوریتم قدرتمند شامل Random Forest، Gradient Boosting، LightGBM و CatBoost به‌عنوان مدل‌های پایه عمل می‌کنند. خروجی این مدل‌ها به XGBoost به‌عنوان فرامدل منتقل می‌شود تا پیش‌بینی نهایی انجام شود. برای متوازن‌سازی مجموعه داده نامتوازن، از روش NearMiss استفاده شده و برای تنظیم بهینه پارامترها، الگوریتم TPE در چارچوب Optuna به کار رفته است. همچنین، فرآیند انتخاب ویژگی‌ها با روش حذف بازگشتی با اعتبارسنجی متقاطع (RFECV)  انجام شده تا مهم‌ترین متغیرهای مؤثر بر تصمیم استخدام شناسایی شوند. یافته‌ها: مدل ترکیبی پیشنهادی بر روی یک مجموعه داده نمونه شامل ۱۵۰۰ نمونه در برابر ۱۶ مدل یادگیری ماشین شناخته شده ارزیابی شده است. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی در تمام زمینه‌های دقت، صحت، فراخوانی و امتیاز F1 باصحت ٪۹۲.۴۷ و امتیاز F1  ٪۹۲.۱۲ از تمام معیارهای کلیدی عملکرد پیشی گرفته است. برخی مدل‌های دیگر مانند CatBoost و LightGBM نیز نمرات خوبی داشتند، اما هیچ مدل دیگری بهتر از معیارهای گزارش شده برای مدل پیشنهادی عمل نکرد. افزون بر این، تحلیل اهمیت ویژگی‌ها (Feature Importance) که با بهره‌گیری از الگوریتم XGBoost انجام شد، نشان داد که متغیرهایی مانند «استراتژی جذب نیرو»، «سطح تحصیلات» و «امتیاز مصاحبه» بیشترین سهم را در پیش‌بینی نتیجه نهایی استخدام داشته‌اند. این نتایج نه‌تنها موجب بهبود اثربخشی مدل در پیش‌بینی تصمیمات استخدامی شد، بلکه با شفاف‌سازی عوامل مؤثر، اطلاعات ارزشمندی را برای تصمیم‌گیرندگان منابع‌انسانی فراهم کرد که می‌توانند بر پایه آن سیاست‌های جذب و ارزیابی خود را بازطراحی کنند. نتیجه‌گیری: مدل ترکیبی یادگیری ماشین ارائه‌شده در این پژوهش، با تلفیق منسجم الگوریتم‌های کلاسیک و ساختارهای یادگیری عمیق در قالب معماری استکینگ چندلایه، چارچوبی نوین و اثربخش برای پیش‌بینی دقیق تصمیمات استخدامی فراهم کرده است. این مدل نه‌تنها در آزمون‌های عددی و مقایسه‌ای عملکرد ممتاز و پایداری از خود نشان داده، بلکه از نظر کاربردی نیز واجد ویژگی‌هایی چون تفسیرپذیری، تعمیم‌پذیری و انعطاف‌پذیری است. دستاوردهای پژوهش حاکی از آن است که بهره‌گیری از چنین مدل‌های ترکیبی می‌تواند منجر به تحول اساسی در سیستم‌های تصمیم‌یار منابع‌انسانی شود و فرآیند انتخاب و ارزیابی متقاضیان شغلی را هوشمندانه‌تر، سریع‌تر و عادلانه‌تر سازد. از سوی دیگر، تلفیق تحلیل ویژگی‌ها با تکنیک‌های پیش‌بینی، امکان ارائه بازخورد هدفمند و داده‌محور به مدیران جذب نیرو را نیز فراهم می‌سازد. با توجه به این نتایج امیدبخش، پیشنهاد می‌شود در تحقیقات آتی از مجموعه‌داده‌های بزرگ‌تر، داده‌های غیرساختاریافته مانند رزومه‌های متنی، و مصاحبه‌های ویدیویی استفاده شود.