سناریونگاری یکپارچه‌سازی زنجیره تامین سلامت با رویکرد منطق فازی شهودی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد، گروه مدیریت کسب‌وکار، دانشکده مهندسی صنایع و مدیریت، دانشگاه صنعتی شاهرود، شاهرود، ایران.

2 دانشیار، گروه مهندسی صنایع، دانشکده مهندسی صنایع و مدیریت، دانشگاه صنعتی شاهرود، شاهرود، ایران.

3 دانشیار، گروه مدیریت، دانشکده مهندسی صنایع و مدیریت، دانشگاه صنعتی شاهرود، شاهرود، ایران.

doi
10.48308/jimp.15.4.35
چکیده

مقدمه و اهداف: یکپارچگی زنجیره تأمین در حوزه سلامت یکی از چالش‌های کلیدی است که می‌تواند تأثیر بسزایی در بهبود کیفیت خدمات درمانی و افزایش تاب‌آوری سیستم‌های بهداشتی داشته باشد. با توجه به ماهیت پیچیده و پویای این زنجیره تأمین کلیدی، استفاده از روش‌های سنتی مدیریت آن با محدودیت‌هایی مواجه است. برنامه‌ریزی سناریو به‌عنوان روشی کارا و اثربخش برای تحلیل عدم قطعیت‌ها و تدوین راهکارهای بهینه در شرایط مختلف مطرح شده است. در این پژوهش، از ترکیب برنامه‌ریزی سناریو و منطق فازی شهودی برای ارتقای یکپارچگی زنجیره تأمین سلامت استفاده شده است. هدف پژوهش حاضر عبارت است از ارائه یک مدل تحلیلی جامع برای تدوین راهبردهای مناسب در شرایط عدم قطعیت‌های پیچیده در فضای تصمیم‌گیری. روش‌ها: سؤال اصلی در پژوهش حاضر عبارت است از آنکه چگونه می‌توان با استفاده از روش سناریونگاری، مجموعه‌ای از سناریوهای کارآمد برای یکپارچه‌سازی زنجیره تأمین سلامت ارائه نمود؟ برای این منظور در این پژوهش از رویکرد ترکیبی مبتنی بر تحلیل سناریو و تصمیم‌گیری مبتنی بر منطق فازی شهودی بهره برده است. ابتدا، با تحلیل محیطی و نظرات خبرگان، عدم قطعیت‌های کلیدی زنجیره تأمین سلامت شناسایی شدند که شامل تحریم اقتصادی و تورم بود. سپس، بر اساس این عدم قطعیت‌ها، چهار سناریوی ممکن تدوین شد. در مرحله بعد، از منطق فازی شهودی برای ارزیابی این سناریوها استفاده شد که امکان لحاظ‌کردن درجه تردید و ناپایداری در تصمیم‌گیری را فراهم می‌کند. در نهایت، اثرات این سناریوها بر شاخص‌های عملکردی زنجیره تأمین سلامت با استفاده از یک مدل بهینه‌سازی تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که تحریم اقتصادی و تورم، دو عامل کلیدی مؤثر بر عملکرد زنجیره تأمین سلامت هستند که می‌توانند موجب اختلال در تأمین تجهیزات پزشکی، افزایش هزینه‌های عملیاتی و کاهش کارایی سیستم درمانی شوند. بر اساس این عدم قطعیت‌ها، چهار سناریوی متفاوت تحلیل شد که عبارت است از حذف تحریم‌های اقتصادی و تورم کم، وجود تحریم‌های اقتصادی و تورم کم، وجود تحریم‌های اقتصادی و تورم زیاد، و حذف تحریم‌های اقتصادی و تورم زیاد. نتایج حاصل از تحلیل نشان می‌دهد که راهبرد همکاری گسترده بین ذی‌نفعان و توسعه دیجیتالی‌سازی می‌تواند به کاهش اثرات منفی تحریم و تورم کمک کند. علاوه بر این، مدل پیشنهادی نشان داد که استفاده از فناوری‌های نوین اطلاعاتی و بهبود ارتباطات میان تأمین‌کنندگان و مراکز درمانی، تأثیر مثبتی بر افزایش تاب‌آوری زنجیره تأمین دارد. همچنین، یافته‌ها نشان داد که مدل پیشنهادی با کاهش اثرات عدم قطعیت، موجب کاهش هزینه‌های عملیاتی، افزایش سرعت پاسخگویی در شرایط بحرانی و بهبود کیفیت خدمات سلامت می‌شود. مقایسه نتایج روش منطق فازی شهودی با سایر روش‌های تصمیم‌گیری نیز نشان داد که این مدل دقت بالاتری در تحلیل سناریوهای عدم قطعیت دارد. نتیجه‌گیری: این پژوهش نشان داد که ترکیب برنامه‌ریزی سناریو و منطق فازی شهودی می‌تواند به‌عنوان ابزاری مؤثر برای مدیریت عدم قطعیت در زنجیره تأمین سلامت مورد استفاده قرار گیرد. استفاده از این رویکرد علاوه بر افزایش دقت در تصمیم‌گیری، موجب ارتقای انعطاف‌پذیری و تاب‌آوری زنجیره تأمین در مواجهه با بحران‌های اقتصادی و تغییرات محیطی می‌شود. پیشنهاد می‌شود که در تحقیقات آینده، اثرات سایر عوامل عدم قطعیت همچون تغییرات سیاست‌گذاری و پیشرفت‌های مبتنی بر فناوری نیز در مدل‌سازی یکپارچگی زنجیره تأمین سلامت لحاظ گردد.