تجزیه و تحلیل شبکۀ تأثیرات سلسلهمراتبی و ارزیابی ریسکهای صنعت پتروشیمی با استفاده از روشهای تصمیمگیری چند معیاره ابری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت عملیات و علوم تصمیم، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استاد ،گروه مدیریت تکنولوژی و نوآوری، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 دانشآموخته دکتری، گروه مدیریت تکنولوژی و نوآوری، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.48308/jimp.15.4.9چکیده
مقدمه و اهداف: صنعت پتروشیمی به دلیل پیچیدگیهای فنی، اقتصادی و محیطی، با ریسکهای متعددی از جمله مشکلات مالی، تحریمها، و مسائل اجتماعی مواجه است که میتوانند به خسارات قابلتوجهی در هزینه، زمان، کیفیت و محدوده پروژهها منجر شوند. مدیریت ریسک در این صنعت، نهتنها به کاهش این خسارات کمک میکند، بلکه نقش کلیدی در ارتقاء کارایی و موفقیت پروژهها ایفا میکند. با این حال، اجرای ناقص یا نادرست این فرآیند میتواند به توقف پروژه یا کاهش بهرهوری منجر شود. از این رو، شناسایی و ارزیابی دقیق ریسکها بهعنوان گام اولیه مدیریت ریسک اهمیت دارد. هدف این پژوهش، ارائه یک چارچوب جامع برای تجزیه و تحلیل و ارزیابی ریسکهای پروژههای پتروشیمی است. این مطالعه با تمرکز بر تبیین شبکه سلسلهمراتبی تأثیرات متقابل ریسکها و اولویتبندی آنها، ابزاری کاربردی برای بهبود مدیریت ریسک و پیشگیری از خسارات احتمالی توسعه میدهد. پژوهشگران با این رویکرد، به دنبال ارائه راهکارهایی عملی برای مدیران پروژه هستند تا بتوانند تصمیمگیریهای آگاهانهتری انجام دهند و ریسکها را در مراحل مختلف چرخه عمر پروژه بهطور مؤثر مدیریت کنند. روششناسی پژوهش: این تحقیق در چارچوب پارادایم اثباتگرایانه و با رویکرد کاربردی و توصیفی-پیمایشی طراحی شده است. دادههای کمّی از طریق پرسشنامههای ساختاریافته و اسناد معتبر از جامعه آماری شامل خبرگان حوزه ریسک و مدیران ارشد پتروشیمی جمعآوری شد. این جامعه آماری، افرادی با تجربه عملی و نظری در مدیریت ریسک پروژههای پتروشیمی بودند. برای تحلیل دادهها، از یک رویکرد ترکیبی دو مرحلهای استفاده شد. در مرحله اول، مدل DEMATEL-ISM به کار رفت تا روابط علّی-معلولی بین ریسکها شناسایی شده و ساختار سلسلهمراتبی آنها ترسیم گردد. این مدل با محاسبه شاخصهایی مانند مرکزیت (مانند 4.39 برای C1) و علیت (مانند 0.607 برای C1)، اهمیت و نقش علّی هر ریسک را مشخص کرد. در مرحله دوم، از ترکیب روشهای FMEA (تحلیل حالتهای شکست و اثرات) و CM-TOPSIS برای ارزیابی کمی ریسکها و رتبهبندی آنها بر اساس فاکتورهایی مانند شدت، وقوع و تشخیصپذیری استفاده شد. این فرآیند با قضاوت خبرگان در دو مرحله تأیید شد تا دقت و اعتبار نتایج تضمین شود. این روش ترکیبی نسبت به روشهای سنتی مانند FMEA، دیدگاهی عمیقتر و چندوجهیتر ارائه داد. یافتههای پژوهش: نتایج این تحقیق به دو یافته کلیدی تقسیم میشود. نخست، تحلیلهای DEMATEL-ISM یک شبکه سلسلهمراتبی از ریسکها ترسیم کرد که روابط علت و معلولی را نشان داد. این شبکه نشان داد که ریسکهای «عدم توجه به مسائل رفاهی و اجتماعی منطقهی اجرای پروژه» (C5) و «عدم ثبت آموختهها» (C10) بهعنوان عوامل ریشهای عمل میکنند و بر ریسکهای سطح بالا مانند «مشکلات در تأمین مالی» (C1) و «مشکل تأمین تجهیزات یدکی» (C9) تأثیر میگذارند. دومین یافته، ارزیابی و رتبهبندی ریسکها با FMEA-CM-TOPSIS بود که نشان داد C1 (با ضریب نزدیکی 0.758511) و C9 (با CC 0.562901) بالاترین اولویت را دارند. تحلیل مسیرهای انتقال ریسک نشان داد که C5 و C10 از طریق تأثیر بر عوامل میانی (مانند C1 و C9) ریسک کل پروژه را افزایش میدهند. این روش ترکیبی نسبت به FMEA سنتی، با ارائه جزئیات بیشتر در تحلیل روابط متقابل، دقت و کارایی بالاتری داشت و امکان شناسایی نقاط ضعف کلیدی را فراهم کرد. نتیجهگیری: این پژوهش با تلفیق مدلهای DEMATEL-ISM و FMEA-CM-TOPSIS، چارچوبی نوآورانه برای شناسایی، تحلیل و ارزیابی ریسک در پروژههای پتروشیمی ارائه داد. نتایج نشان داد که این رویکرد، ریسکهای بحرانی را با دقت بیشتری اولویتبندی کرده و با شناسایی مسیرهای انتقال ریسک، به مدیران امکان تصمیمگیری هوشمندانه و مبتنی بر داده را میدهد. این ابزار میتواند در برنامهریزی و اجرای پروژهها برای کاهش خسارات و افزایش کارایی به کار گرفته شود. برای تحقیقات آینده، پیشنهاد میشود احتمال وقوع ریسکها با استفاده از دادههای تاریخی و شبکه تأثیرات تحلیل شود. همچنین، بهکارگیری دادهکاوی برای شناسایی خودکار و پیشبینی ریسکها بر اساس الگوهای گذشته صنعت، میتواند فرآیند مدیریت ریسک را بهبود بخشد. این مطالعه گامی مهم در ارتقاء مدیریت ریسک پتروشیمی برداشته و زمینهساز تحقیقات پیشرفتهتر خواهد بود.