پویایی‌سازی خلق مزیت رقابتی پایدار براساس گونه‌شناسی نظریه قابلیت‌های پویا

نویسندگان

1 استادیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

2 استاد، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری، گروه سیاستگذاری بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.48308/jimp.15.4.226
چکیده

مقدمه و اهداف :در فضای رقابتی و پرتلاطم امروزی، اتکای صرف بر منابع مشهود و قابلیت‌های عملیاتی برای خلق و حفظ مزیت رقابتی پایدار کافی نیست. پیچیدگی محیط‌های اقتصادی، سرعت تحولات فناورانه و تغییر انتظارات مشتریان، سازمان‌ها را ناگزیر ساخته تا به بازآفرینی مستمر قابلیت‌های خود بپردازند. از این‌رو، نظریه «قابلیت‌های پویا» به‌عنوان یکی از مهم‌ترین رویکردهای نوین مدیریت استراتژیک مطرح شده است. این نظریه بر توانایی سازمان در حسگری فرصت‌ها و تهدیدهای محیطی، تصاحب ارزش و بازپیکربندی منابع در راستای سازگاری و نوآوری مستمر تأکید دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی سیر تکاملی این نظریه، تبیین گونه‌شناسی آن براساس دیدگاه‌های دو جریان اصلی (تیس، پیسانو و شوئن در برابر آیزنهارت و مارتین) و طراحی مدلی سیستمی برای تفسیر پویایی‌های درونی خلق مزیت رقابتی پایدار است. همچنین تلاش شده تا با ترکیب مبانی نظری و تحلیل علّی ـ سیستمی، تصویری یکپارچه از سازوکارهای تعامل میان یادگیری سازمانی، نوآوری، بازارگرایی و رهبری تحول‌گرا ارائه گردد. روش‌ها: پژوهش از نوع کیفی، اکتشافی ـ استقرایی و با رویکرد تفسیرگرایی انجام شده است. داده‌ها از طریق مرور نظام‌مند پیشینه نظری، سنتز تئوریک و تحلیل علّی ـ سیستمی استخراج گردید. برای مدل‌سازی روابط میان متغیرها، از روش «پویایی‌شناسی سیستم‌ها» استفاده شد که با ترسیم حلقه‌های بازخوردی، تعاملات متقابل میان مؤلفه‌های اصلی قابلیت‌های پویا را نشان می‌دهد. مدل سه‌مرحله‌ای تیس (حسگری، تصاحب فرصت و بازپیکربندی) مبنای ساختار مدل علّی قرار گرفت و یافته‌ها از طریق نظر خبرگان و مقایسه با مطالعات پیشین اعتبارسنجی شدند. یافته‌ها :نتایج پژوهش نشان داد که تعامل مستمر میان سه مؤلفه‌ی اصلی قابلیت‌های پویا، چرخه‌ای خودتقویت‌کننده از یادگیری، نوآوری و کارآفرینی سازمانی ایجاد می‌کند که زیربنای مزیت رقابتی پایدار است. حلقه‌های بازخوردی مدل نشان می‌دهند که بازارگرایی و یادگیری سازمانی نقش محرک در مرحله حسگری ایفا کرده و موجب درک دقیق‌تر از نیازهای مشتری و تمایز در بازار می‌شوند. در مرحله تصاحب فرصت، نوآوری و سرمایه دانشی، نقش کلیدی در بهره‌گیری از فرصت‌ها و خلق ارزش دارند. در مرحله بازپیکربندی نیز رهبری تحول‌گرا و توسعه‌گرا به‌عنوان عامل ارکستراسیون، هماهنگی خلاقانه میان منابع، ساختارها و قابلیت‌ها را برعهده دارند. از سوی دیگر، سودآوری حاصل از مزیت رقابتی، به‌صورت یک حلقه بازخورد مثبت، زمینه‌ساز سرمایه‌گذاری مجدد در تحقیق و توسعه و نوآوری‌های بعدی می‌شود. این چرخه‌های پویا باعث می‌شوند سازمان نه‌تنها واکنش‌گر، بلکه پیش‌فعال در مواجهه با تغییرات محیطی باشد. یافته‌ها همچنین نشان داد که دانش نیروی انسانی، یادگیری مستمر و رهبری تحول‌گرا، به‌عنوان متغیرهای اهرمی، نقش اساسی در حفظ تعادل میان بهره‌برداری از قابلیت‌های موجود و اکتشاف فرصت‌های جدید دارند. نتیجه‌گیری :بر اساس یافته‌ها، مزیت رقابتی پایدار نه حاصل انطباق منفعل با تغییرات، بلکه نتیجه‌ی کنشگری یادگیرنده و ارکستراسیون هوشمندانه قابلیت‌های پویاست. مدل ارائه‌شده نشان می‌دهد که پویایی‌های درونی سازمان، از طریق حلقه‌های بازخوردی میان یادگیری، نوآوری، رهبری و بازارگرایی، به خلق چرخه‌ای از بهبود مستمر و مزیت رقابتی بلندمدت منجر می‌شوند. از این منظر، سازمان‌ها می‌توانند با تقویت فرهنگ یادگیری، توسعه رهبری تحول‌گرا، و هم‌راستاسازی تصمیمات استراتژیک با فرآیندهای عملیاتی، ظرفیت تطبیق و نوآوری خود را افزایش دهند. پژوهش حاضر با ترکیب گونه‌شناسی نظریه قابلیت‌های پویا و رویکرد پویایی‌شناسی سیستم‌ها، چارچوبی یکپارچه برای درک عمیق‌تر از سازوکار خلق و حفظ مزیت رقابتی پایدار در محیط‌های پرتلاطم و نامطمئن امروزی فراهم می‌آورد. این مدل می‌تواند به‌عنوان مبنایی برای طراحی راهبردهای انعطاف‌پذیر در سازمان‌های دانش‌محور و نوآور مورد استفاده قرار گیرد و زمینه‌ساز پژوهش‌های آتی در زمینه کمی‌سازی و شبیه‌سازی پویایی‌های درونی قابلیت‌های پویا باشد.