ارائه یک الگوریتم مبتنی بر مدل مارکوفی جهت تعیین بهینه موعد مقرر تحویل پروژه در شبکههای پرت با منابع تجدیدناپذیر
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه مدیریت پروژه، دانشکده مهندسی صنایع، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.
2 کارشناسی ارشد، گروه لجستیک و زنجیره تامین، دانشکده مهندسی صنایع، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.
3 دانشیار، گروه لجستیک و زنجیره تامین، دانشکده مهندسی صنایع، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.
doi
10.48308/jimp.15.4.253چکیده
مقدمه و اهداف. برنامهریزی پروژهها، به ویژه با وجود عدم قطعیت زمانی و محدودیت منابع، یکی از چالشهای اساسی مدیریت پروژه است. این نوسانات اغلب منجر به انحراف از برنامهها و افزایش هزینههای عملیاتی میشود. هدف اصلی این پژوهش، ارائه چارچوبی تحلیلی برای ارزیابی احتمال تکمیل به موقع پروژه و تعیین زمان بهینه خاتمه آن با بیشینهسازی سود اقتصادی است. این مطالعه به دنبال پاسخی برای این پرسش است که چگونه میتوان زمان تحویل پروژه را طوری مشخص کرد که هزینههای تأخیر حداقل شده و بهرهبرداری زودرس امکانپذیر باشد.روشها. پژوهش حاضر از روش مدلسازی شبکهای با استفاده از تکنیک مسیر بحرانی توسعهیافته بهره برده است. در این مدل، مدت زمان انجام فعالیتها به صورت متغیرهای احتمالی با توزیعهای مشخص تعریف شدهاند. منابع مورد نیاز برای اجرای فعالیتها از نوع غیرقابل جایگزین در نظر گرفته شدهاند که در فواصل زمانی معین به پروژه اختصاص مییابند. برای تحلیل رفتار زمانی پروژه، از فرآیندهای تصادفی گسستهزمان استفاده شده است. این رویکرد امکان بررسی وضعیتهای مختلف پروژه در لحظات زمانی مجزا و محاسبه احتمال اتمام پروژه در هر مقطع زمانی را فراهم میسازد. در ادامه، الگوریتمی طراحی شده که کلیه حالتهای ممکن پیشرفت پروژه را شناسایی و تابع احتمال اتمام پروژه را در هر زمان محاسبه میکند. همچنین تابعی برای بهینهسازی ترکیبی هزینه و سود توسعه داده شده که با در نظر گرفتن احتمال اتمام پروژه در زمانهای مختلف، هم هزینههای ناشی از تأخیر و هم منافع حاصل از تکمیل زودتر پروژه را محاسبه مینماید. انتخاب زمان بهینه پایانی پروژه با هدف بیشینهسازی سود خالص ناشی از تحویل به موقع یا زودتر از موعد، از طریق تحلیل این تابع انجام پذیرفته است.یافتهها. نتایج حاصل از اجرای مدل بر روی نمونههای مختلف پروژهای نشان میدهد که زمانبندی تخصیص منابع تأثیر قابل توجهی بر احتمال تکمیل به موقع پروژه دارد. تحلیل تابع احتمال اتمام پروژه نشان داد که در برخی سناریوهای توزیع منابع، احتمال تکمیل پروژه در موعد مقرر به میزان قابل توجهی افزایش مییابد که این امر منجر به کاهش هزینههای تأخیر و افزایش سود ناشی از تحویل زودتر میشود. مطالعات موردی انجامشده حاکی از آن است که در بسیاری از موارد، انتخاب زمان تحویلی که اندکی متفاوت از زمان میانه احتمال اتمام باشد، میتواند منجر به بهبود چشمگیر در بازدهی مالی پروژه گردد. به عنوان مثال، در یکی از پروژههای مورد بررسی، انتخاب زمان تحویل تنها ۵ درصد زودتر از زمان میانه، منجر به افزایش ۱۵ درصدی سود خالص پروژه شده است. مقایسه سناریوهای مختلف تخصیص منابع نشان داد که رویکرد پیشنهادی میتواند به عنوان ابزاری کارآمد در سطوح مختلف تصمیمگیری مدیریتی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین مشخص شد که ترکیب تحلیل احتمال اتمام پروژه با بهینهسازی اقتصادی، راهکاری جامع برای تعیین زمان تحویل بهینه پروژه ارائه میدهد.نتیجهگیری. مدل ارائهشده در این تحقیق، رویکردی نوین برای تحلیل پروژهها در شرایط عدم قطعیت منابع و زمان فعالیتها فراهم کرده است. با بهرهگیری از فرآیندهای تصادفی و الگوریتم پیشنهادی، این مدل امکان تعیین زمان بهینه اتمام پروژه بر اساس بیشینهسازی سود اقتصادی را ممکن ساخته است. یافتهها نشان میدهند که این چارچوب میتواند به عنوان ابزاری مؤثر برای مدیران پروژه در تعیین زمانهای تحویل واقعبینانه و اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد. پیشنهاد میشود در تحقیقات آتی، این مدل با در نظر گرفتن عوامل کیفی مؤثر بر مدیریت پروژه توسعه داده شود.