ارائه چارچوب تدوین و اولویتبندی استراتژیهای کیفیت مبتنی بر تکنیکهای QFD-SECA-MABAC با رویکرد هزینهمحور
نویسندگان
1 دانشیار، گروه حسابداری و حسابرسی، دانشکده حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 کارشناس ارشد، گروه مدیریت مدیریت تولید و عملیات، دانشکده مدیریت صنعتی و فناوری، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 استاد، گروه مدیریت تولید و عملیات، دانشکده مدیریت صنعتی و فناوری، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.48308/jimp.15.3.9چکیده
مقدمه و اهداف: جهانیسازی، سازمانهای تولیدی امروزی را با چالشهایی ازجمله بازارهای رقابتی و متنوع، محیط تجاری ریسکپذیر و نامشخص و نیازهای متغیر مشتریان مواجه کرده است در چنین شرایطی کسب مزیت رقابتی صرفاً یک انتخاب محسوب نمیشود؛ بلکه برای بقای سازمان امری حیاتی بوده و موفقیت سازمان در بازارهای ملی و بینالمللی را تضمین میکند. مطالعات پیشین نشان میدهند که امروزه بهبود کیفیت مؤثر به یک روش ارزشمند برای تضمین مزیت رقابتی و بهبود عملکرد سازمانی تبدیل شده است. علاوه بر این، بین کیفیت و سطح بهرهوری سازمان رابطه معناداری وجود دارد. اتخاذ یک فرآیند تدوین استراتژی کیفیت یکپارچه راهی برای توسعه توانایی استراتژیک سازمان میباشد که منجر به ایجاد نتایج مثبت و مزیتهای رقابتی پایدار میگردد. با این حال، استراتژی کیفیت مورد غفلت واقع شده و علیرغم اهمیت و ضرورت آن، خلأ وجود چارچوبی جهت تدوین استراتژیهای کیفیت به چشم میخورد. روشها: تحقیق حاضر از منظر هدف در زمره تحقیقات کاربردی قرار میگیرد. ما قصد داریم با بهرهگیری ماتریس خانه کیفیت رویکرد QFD، یک چارچوب برای تدوین و اولویتبندی استراتژیهای کسب وکار، استراتژیهای کیفیت و نظامهای کیفیتی ارائه میدهیم. بدین منظور در مراحل مختلف پژوهش برای وزن دهی و رتبهبندی استراتژیها از تکنیکهای تصمیمگیری چند معیاره SECA و MABAC استفاده مینماییم. به دلیل ماهیت این تحقیق که ارائه یک چارچوب جهت تدوین استراتژی کیفیت و رتبهبندی آنها میباشد، جامعه آماری مدیران ارشد سازمان موردنظر میباشند؛ زیرا صرفاً به نظرات و اطلاعات این مدیران نیاز داریم. برای نمونهگیری از روش هدفمند استفاده مینماییم، لازم به ذکر است که در این نوع روش نمونهگیری حجم نمونه مطرح نمیباشد. به منظور انجام مطالعه موردی، دادههای اصلی تحقیق با روش میدانی و مصاحبه با مدیران ارشد سازمان و توزیع پرسشنامه میان آنها جمعآوری شدهاست. پژوهش حاضر به لحاظ افق زمانی مقطعی محسوب میشود و در این تحقیق به منظور گردآوری اطلاعات، از روش کتابخانهای و میدانی بهره گرفته شدهاست. مورد مطالعه یکی از بزرگترین شرکتهای تولیدکننده روغن خوراکی خانوار و صنعت با 700 نفر پرسنل است.یافتهها و نتیجهگیری: پس از توزیع پرسشنامه مایلز و اسنو میان مدیران، ۳ استراتژی پیشگامی، تحلیلگری و تدافعی دارای امتیاز بالای ۱۵ (از مجموع ۲۵ امتیاز) شدند و به عنوان ۳ استراتژی منتخب سازمان به عنوان What یا الزامات کسبوکار در سمت چپ ماتریس خانه استراتژی قرار گرفتند. پس از جلسه طوفان فکری، ۵ استراتژی کاهش درصد ضایعات، ارتقاء سلامت محصول، کاهش نرخ محصولات معیوب، افزایش کیفیت مواد اولیه داخلی و خارجی و افزایش کیفیت مواد افزودنی به عنوان استراتژیهای کیفیت سازمان موردنظر استخراج شدند. پس از بکارگیری تکنیک SECA، رتبه 3 استراتژی کسب و کار منتخب تعیین شد. بر اساس بیشترین میزان تأثیرگذاری هر یک از 5 استراتژی کیفیت بر روی استراتژیهای کسب و کار، به ترتیب اولویتبندی آنها بصورت ارتقاء سلامت محصول، کاهش درصد ضایعات و افزایش کیفیت مواد افزودنی (به صورت مشترک)، کاهش نرخ محصولات معیوب و افزایش کیفیت مواد اولیه داخلی و خارجی شناسایی شد. مجدداً پس از جلسه طوفان فکری، 5 نظام کیفیت ۶سیگما، ایزو ۹۰۰۱، FMEA ، EFQM و 5S به عنوان نظامهایهای کیفیت سازمان موردنظر استخراج شدند و با استفاده از روش MABAC، پس از اولویت بندی، ترتیب آنها بر اساس بیشترین میزان تأثیرگذاری در جهت اجرای استراتژیهای کیفیت شرکت به ترتیب، ایزو 9001، شش سیگما، FMEA، EFQM و5S بدست آمد.