مدل برنامهریزی تصادفی چند مرحلهای لجستیک امداد بشردوستانه در شرایط بحرانهای همزمان
نویسندگان
1 دانشیار گروه مدیریت صنعتی دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت صنعتی، پردیس کیش، دانشگاه تهران، کیش، ایران.
3 استادیار،گروه مدیریت صنعتی، دانشکده کسب و کار و اقتصاد، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران.
doi
10.48308/jimp.15.3.91چکیده
مقدمه: مدیریت بهینه عملیات امداد و نجات در شرایط وقوع بلایای همزمان، بهویژه هنگامی که بحرانهای ثانویه نیز بهدنبال بحرانهای اولیه رخ میدهند، یکی از چالشهای اساسی در برنامهریزی لجستیک انساندوستانه محسوب میشود. پیچیدگی این شرایط در اثر عدمقطعیت در تقاضای منابع و احتمال وقوع سناریوهای مختلف تشدید شده و لزوم طراحی مدلهایی کارآمد و حساس به این تغییرات را ضروری میکند. هدف اصلی این پژوهش توسعه مدلی چندهدفه برای تخصیص منابع، زمانبندی حملونقل و به حداقل رساندن اثرات کمبود منابع در شرایط وقوع همزمان بلایای اولیه و ثانویه است. این مدل تلاش دارد علاوه بر کاهش زمان و هزینه حملونقل، سطح تقاضای تأمیننشده را نیز تا حد ممکن کاهش داده و توزیعی عادلانه از منابع را در میان مناطق آسیبدیده تضمین کند.روشها: برای دستیابی به اهداف فوق، یک مدل سههدفه شامل کمینهسازی زمان حملونقل، هزینه حملونقل و تقاضای تأمیننشده توسعه یافت. مدل با استفاده از روش وزندهی به یک مدل تکهدفه معادل تبدیل و با اعمال سناریوهای متنوع عدمقطعیت در تقاضا و احتمال وقوع بلایای ثانویه حل شد. جهت ارزیابی پایداری مدل، تحلیل حساسیت روی پارامترهای کلیدی شامل تقاضای منابع و احتمال وقوع سناریوها انجام گرفت. همچنین عملکرد مدل در مقیاسهای بزرگتر با افزایش تعداد نقاط بحران، مراکز ذخیرهسازی و سناریوها بررسی شد. علاوه بر این، تأثیر تغییرات تقاضای بحران ثانویه و هزینههای حملونقل نیز از طریق تحلیلهای جداگانه مورد ارزیابی قرار گرفت تا توانایی مدل در شرایط متفاوت بحرانی سنجیده شود.یافتهها: نتایج اولیه مدل در شرایط وزندهی برابر میان سه هدف نشان داد که مقدار بهینه زمان و هزینه حملونقل در سطح قابلقبولی حفظ شده و میزان تقاضای تأمیننشده نیز در کمترین مقدار ممکن قرار میگیرد، که بیانگر کارایی مدل در ایجاد توازن میان اهداف متعارض است. تحلیل حساسیت نشان داد افزایش 20 درصدی تقاضا منجر به افزایش 5.3 درصدی زمان حملونقل و 7.1 درصدی تقاضای تأمیننشده میشود، در حالی که هزینه تنها 3.8 درصد افزایش مییابد که نشانگر پایداری مدل است. همچنین، افزایش 10 درصدی احتمال وقوع سناریوهای ثانویه زمان حملونقل را 4.6 درصد و تقاضای تأمیننشده را 3.2 درصد افزایش میدهد. نتایج مقیاس بزرگ نیز نشان داد با افزایش تعداد نقاط بحران به 50 و تعداد سناریوها به 100، استفاده از روش دومرحلهای زمان حل را از 145 به 48 دقیقه کاهش داده و نرخ تأمین منابع تنها 2.9 درصد افت میکند، که قابلیت تعمیم مدل را تأیید میکند. ارزیابی وزن اهداف نشان داد تابع هزینه بیشترین حساسیت را به وزنها دارد، در حالی که زمان حملونقل و تقاضای تأمیننشده رفتار نسبتاً پایداری نشان میدهند. مقایسه تخصیص منابع در سناریوهای شامل بلایای اولیه و ثانویه نیز آشکار ساخت در نظر گرفتن بلایای ثانویه موجب افزایش میانگین نرخ تأمین منابع از 8٪ به 60٪ در مناطق غیر اولویتدار میشود که حاکی از توزیع عادلانهتر منابع است. تحلیل بحران ثانویه نشان داد افزایش 20٪ تقاضای طوفان، هزینه کل را 13٪ و تقاضای تأمیننشده را 20٪ افزایش میدهد. همچنین افزایش 20٪ هزینه حملونقل در مرحله ثانویه، هزینه کل را 10٪ افزایش اما زمان حملونقل را اندکی بهبود میدهد. تحلیل نهایی حساسیت تقاضای تأمیننشده نیز پایدار بودن مدل را در برابر تغییرات پارامترهای کلیدی تأیید کرد.نتیجهگیری: جمعبندی نتایج بیانگر آن است که مدل پیشنهادی ضمن برخورداری از پایداری و انعطافپذیری در برابر عدمقطعیت، قادر است تخصیص منابع را در شرایط پیچیده بلایای همزمان به شکل مؤثر و عادلانه بهبود دهد. همچنین حساسیت متفاوت اهداف و اهمیت بلایای ثانویه نشان میدهد که برنامهریزی کارآمد لجستیک امدادی باید به ترکیبی از وزندهی مناسب اهداف و لحاظ دقیق بحرانهای ثانویه توجه داشته باشد.