تلفیق رویکردهای دیمتل و سناریونویسی در تبیین آینده ناترازی انرژی در ایران
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه میبد، میبد، ایران.
2 استادیار، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه میبد، میبد، ایران.
doi
10.48308/jimp.15.3.141چکیده
مقدمه و اهداف: طی سالهای گذشته یکی از مسائل مهم و محوری کشور، ناترازی در بخش انرژی بوده که تمامی صنایع، اقتصاد کشور و رضایت اجتماعی در میان مردم را تحت تأثیر قرار داده است. از آنجایی که ایران یک کشور در حال توسعه محسوب میشود، نباید از رشد و توسعه در زمینه انرزی غافل شود و با توجه به ظرفیت مناسبی که در دست دارد باید به سمت رفع ناترازی انرژی حرکت کند. این پژوهش با هدف بررسی آینده ناترازی انرژی در ایران، رویکردهای دیمتل و سناریونویسی را بهکار میگیرد تا چارچوبی برای درک بهتر عوامل مؤثر و مسیرهای پیش رو ارائه دهد.روشها: این پژوهش با رویکردی کاربردی، به بررسی آینده ناترازی انرژی در ایران میپردازد و از منظر پارادایمی، مبتنی بر رویکرد پراگماتیستی است که بر حل مسائل واقعی و ارائه راهکارهای عملی تأکید دارد. از نظر نحوه گردآوری دادهها، این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق شامل اساتید دانشگاهی، مدیران ارشد و خبرگان برجسته فعال در صنعت انرژی ایران است که دارای دانش و تجربه کافی در این زمینه هستند. فرآیند پژوهش با شناسایی پیشرانهای اولیه از طریق ادبیات موضوع، آغاز و در مرحله بعد با تعیین پیشرانهای کلیدی مؤثر بر آینده ناترازی انرژی با استفاده از روش دیمتل ادامه یافت. روش دیمتل امکان شناسایی روابط علت و معلولی بین عوامل مختلف و تعیین میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری هر پیشران را فراهم میکند. پس از تعیین پیشرانهای کلیدی، تحلیل اثرات متقابل این پیشرانها با استفاده از نرمافزار تخصصی سناریو ویزارد انجام شده است. این نرمافزار، با تحلیل روابط پیچیده بین عوامل مختلف، امکان تدوین سناریوهای محتمل برای آینده ناترازی انرژی در ایران را فراهم میسازد. در نهایت، بر اساس تحلیلهای انجام شده، چهار سناریوی متمایز برای آینده ناترازی انرژی در ایران استخراج و تشریح شدند.یافتهها: چهار سناریوی اصلی که برای آینده ناترازی انرژی در ایران شناسایی شدهاند، عبارتند از:بهار انرژی: سناریویی مطلوب با حکمرانی یکپارچه، تابآوری در برابر تحریمها، بهینهسازی مصرف، همکاریهای منطقهای گسترده و سرمایهگذاری در زیرساختهای مدرن که منجر به رشد پایدار میشود.سراب انرژی: تلاشی ظاهری برای بهبود با وجود ناتوانیهای نهادی، محدودیت در همکاریهای منطقهای و کمبود سرمایهگذاری که به نتایج ناپایدار منجر میشود.باتلاق انرژی: وضعیت فاجعهبار ناشی از ضعف ساختاری، تحریمهای فلجکننده، الگوهای مصرف نامناسب، تنشهای منطقهای و بحران زیرساختی که به فروپاشی صنعت انرژی منجر میشود.زمستان انرژی: وضعیت بحرانی ناشی از ضعفهای ساختاری، تحریمهای جامع، عدم تغییر الگوهای مصرف، ناکافی بودن همکاریهای منطقهای و بحران زیرساختها به دلیل کمبود سرمایهگذاری که نیازمند بازنگری اساسی است.این سناریوها بر اساس تحلیل پیشرانهای کلیدی از جمله «ساختار حکمرانی و سیاستگذاری انرژی»، «تحریمهای بینالمللی»، «تحولات اجتماعی و الگوی مصرف انرژی»، «همکاریهای منطقهای» و «سرمایهگذاری و زیرساختهای انرژی» تدوین شدهاند.نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان میدهد که آینده ناترازی انرژی در ایران به شدت وابسته به حکمرانی یکپارچه و کارآمد در بخش انرژی و توسعه زیرساختهای مناسب است. سناریوهای بحرانی مانند «باتلاق انرژی» و «زمستان انرژی» نیازمند مداخلات فوری و جدی در سیاستگذاری ملی هستند، در حالی که سناریوهای مطلوب مانند «بهار انرژی» فرصتهای ارزشمندی برای رفع ناترازی انرژی و توسعه پایدار در کشور فراهم میکنند. این پژوهش با ارائه یک چارچوب تحلیلی جامع، به سیاستگذاران و تصمیمگیرندگان کمک میکند تا با شناسایی روندها، عدم قطعیتها و پیامدهای محتمل، استراتژیهای مؤثرتری را برای مقابله با چالش ناترازی انرژی در ایران اتخاذ نمایند. این پژوهش تاکید دارد که توجه به پویایی سیستم انرژی، شناخت تاثیر عوامل کلیدی و ایجاد آمادگی برای مواجهه با سناریوهای مختلف، لازمه مدیریت موفق ناترازی انرژی در ایران است.