رویکرد نظریهبازی برای سیاستگذاری تعرفه گمرکی دولت در زنجیره تأمین واردات خودروی سبز و غیرسبز
نویسندگان
1 استادیار، گروه مهندسی صنایع، دانشکده مهندسی کامپیوتر و صنایع، دانشگاه صنعتی بیرجند، بیرجند، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه مهندسی صنایع، دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاه جامع امام حسین (ع)، تهران، ایران.
3 استاد، گروه مهندسی صنایع، دانشکده مهندسی صنایع و سیستمها، دانشگاه صنعتی اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.48308/jimp.15.3.214چکیده
مقدمه و اهداف: با توجه به توسعه روزافزون تجارت بینالملل و ضرورت توجه به ملاحظات زیستمحیطی، سیاستگذاری تعرفهای بهینه برای خودروهای سبز و غیرسبز به چالشی مهم برای دولتها تبدیل شده است. این مقاله با هدف تحلیل تعامل استراتژیک بین دولت، تولیدکنندگان و نمایندگیهای خودرو در زنجیره تأمین واردات، به بررسی تأثیر تعرفههای گمرکی بر قیمتگذاری، سطح خدمات و درجه سبز بودن خودروهامیپردازد. به عبارت دیگر، به این مسئله میپردازد که نسبت تعرفه خودروی سبز به غیرسبز چه اثری بر قیمتهای تعادلی دارد؟ یا رفتار تولیدکننده خودروی سبز در پاسخ به تغییرات تعرفه گمرکی چگونه است؟ و اینکه دولت چگونه میتواند تعرفهها را به گونهای تنظیم کند که هم منافع مالی و هم اهداف زیستمحیطی تأمین شوند؟ روشها: این پژوهش از یک مدل سهسطحی شامل دولت به عنوان سیاستگذار، تولیدکنندگان خارجی خودروهای سبز و غیرسبز، و نمایندگیهای فروش داخلی با درنظرگرفتن توابع تقاضای وابسته به قیمت، سطح خدمات و درجه سبز بودن استفاده میکند. از بازی استاکلبرگ برای مدلسازی تعامل سلسلهمراتبی دولت (به عنوان رهبر) و سایر اعضا (به عنوان پیرو) استفاده شده به طوریکه، مقادیر تعادلی متغیرهای کلیدی شامل قیمتها، سطح خدمات، درجه سبز بودن محصولات، توابع تقاضا و سودآوری به صورت پارامتریک محاسبه شده است. برای تأیید اعتبار مدل، یک مطالعه موردی انجام گرفته و تحلیلهای حساسیت بر روی پارامترهای مهم صورت پذیرفته است. در این مدل، از روشهای تحلیلی برای بررسی تعادل بین منافع مختلف بازیگران استفاده شده است. یافتهها: یافتههای حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد که اعمال سیاستهای تعرفهای متفاوت بر خودروهای سبز و غیرسبز تأثیرات قابل توجهی بر عملکرد زنجیره تأمین دارد. هنگامی که تعرفه خودروهای غیرسبز بیشتر از خودروهای سبز در نظر گرفته میشود، قیمت نهایی این خودروها در سطح بالاتری قرار میگیرد، حتی اگر قیمت پایه آنها پایینتر باشد. همچنین، مشخص شد که نحوه تقسیم درآمد بین تولیدکننده و نمایندگی تأثیر مستقیمی بر سودآوری آنها دارد؛ به طوری که با افزایش سهم تولیدکننده از درآمد نمایندگی، سود تولیدکننده افزایش مییابد، در حالی که سود نمایندگی ابتدا روند صعودی داشته و پس از رسیدن به نقطه بهینه، کاهش پیدا میکند. تحلیلها نشان داد که افزایش نسبت تعرفه خودروهای سبز به غیرسبز تأثیر منفی بر منافع زیستمحیطی دولت دارد. با این حال، این تغییر بر سود کلی دولت اثر غیرخطی گذاشته و ابتدا باعث افزایش و سپس کاهش آن میشود. یافتهها حاکی از آن است که سیاستهای تعرفهای میتواند به عنوان ابزاری مؤثر برای هدایت بازار به سمت محصولات سبزتر عمل کند، اما باید با دقت و در نظر گرفتن تمام جوانب طراحی شوند. نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که سیاستگذاری تعرفهای مبتنی بر نظریه بازی میتواند به طور همزمان اهداف اقتصادی و زیستمحیطی را محقق سازد. یافتهها حاکی از آن است که تنظیم نسبت بهینه تعرفه خودروهای سبز به غیرسبز نه تنها تعادل مناسبی بین منافع دولت، تولیدکنندگان و نمایندگیها ایجاد میکند، بلکه میتواند به عنوان ابزاری مؤثر برای هدایت بازار به سمت محصولات پایدارتر عمل نماید. برای توسعه تحقیقات آتی، پیشنهاد میشود مطالعاتی در زمینه تعمیم ساختار زنجیره تأمین با حضور نمایندگیهای خودروهای سبز، بررسی تأثیر تولیدکنندگان داخلی بر رقابت بازار، ارزیابی انواع قراردادهای همکاری بین تولیدکنندگان و نمایندگیها، تحلیل عوامل مؤثر بر تقاضای مصرفکنندگان و مقایسه سیاست تعرفهای با دیگر ابزارهای حمایتی انجام پذیرد. چنین پژوهشهایی میتواند به درک عمیقتری از پویاییهای این بازار و طراحی سیاستهای مؤثرتر بینجامد.