مدلسازی موانع مؤثر بر استقرار صنعت سلامت مبتنی بر انقلاب چهارم صنعتی
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت فناوری اطلاعات، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه مهندسی کامپیوتر و فناوری اطلاعات، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.48308/jimp.15.3.238چکیده
مقدمه و اهداف: ظهور انقلاب صنعتی چهارم، که با عنوان صنعت 4.0 نیز شناخته میشود، موجب تحولات عمیق در صنایع مختلف از جمله بخش سلامت شده است. این تحول بر پایه فناوریهای نوینی مانند اینترنت اشیا، کلانداده، هوش مصنوعی، یادگیری ماشینی و سیستمهای فیزیکی-سایبری استوار بوده و به افزایش بهرهوری، بهبود کیفیت خدمات و ارتقای تجربه بیماران کمک میکند. در این میان، مفهوم سلامت 4.0 بهعنوان یک رویکرد نوین در صنعت سلامت شکل گرفته که بر دیجیتالیسازی فرآیندها، بهینهسازی سیستمهای مراقبت بهداشتی و بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته تأکید دارد. با وجود مزایای بالقوه این رویکرد، پیادهسازی آن در نظامهای سلامت با چالشهایی مانند نگرانیهای امنیت و حریم خصوصی دادهها، نبود استانداردهای یکپارچه، پیچیدگیهای مدیریتی و مقاومت در برابر تغییر مواجه است. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل موانع استقرار سلامت 4.0 در چارچوب انقلاب صنعتی چهارم با استفاده از رویکردهای دیمتل و مدلسازی ساختاری تفسیری است. روشها: این مطالعه از نوع کاربردی و با رویکرد مرور سیستماتیک و تحلیل روابط بین موانع انجام شده است. جامعه پژوهش شامل کلیه مقالات علمی معتبر مرتبط با سلامت 4.0 و پیادهسازی فناوریهای انقلاب صنعتی چهارم در حوزه سلامت بود که از پایگاههای علمی بینالمللی و داخلی گردآوری شد. نمونهگیری به روش هدفمند انجام و دادهها پس از استخراج، با نظر 12 نفر از خبرگان حوزه سلامت دیجیتال و فناوری ارزیابی و تأیید شدند. برای تحلیل روابط میان موانع، از روش دیمتل جهت سنجش شدت و جهت تأثیرگذاری عوامل و از مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) برای سطحبندی آنها استفاده گردید. یافتهها: تحلیل دادهها نشان داد که نبود مشوقها و حمایتهای دولتی، عدم شفافیت در منافع اقتصادی، هزینههای بالای سرمایهگذاری، مقررات ناکافی و فقدان چارچوب قانونی از موانع اصلی و بنیادین استقرار سلامت 4.0 هستند. همچنین، موانع امنیت و حریم خصوصی دادهها، نبود استانداردهای مشترک و مشکلات تعاملپذیری دادهها بهعنوان عوامل با بیشترین میزان تأثیرگذاری در پذیرش این فناوری شناسایی شدند. از سوی دیگر، مقاومت سازمانی در برابر تغییر و پیچیدگیهای مدیریتی، بهعنوان موانع وابسته و تأثیرپذیر از سایر عوامل طبقهبندی گردیدند. نتایج سطحبندی نشان داد که عوامل ریشهای، نقش کلیدی در ایجاد سایر موانع دارند و تمرکز بر رفع آنها میتواند مسیر استقرار موفق سلامت 4.0 را هموار سازد. نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان میدهد که برای تسهیل پذیرش و پیادهسازی سلامت 4.0، سیاستگذاران و مدیران حوزه سلامت باید ابتدا بر رفع موانع ریشهای و تأثیرگذار تمرکز کنند. درک روابط میان موانع و سطحبندی آنها میتواند در اولویتبندی سیاستها و برنامهریزی راهبردی نقش مؤثری ایفا کند. یافتههای این پژوهش میتواند به سیاستگذاران، مدیران حوزه سلامت، و پژوهشگران کمک کند تا با درک بهتر موانع کلیدی استقرار سلامت 4.0، راهکارهای مؤثرتری برای تسهیل پذیرش این فناوریها تدوین کنند. همچنین، شناسایی سطح تأثیرگذاری هر یک از موانع میتواند در اولویتبندی سیاستها و استراتژیهای توسعه صنعت سلامت در عصر دیجیتال نقش مهمی ایفا کند. در نهایت، یافتههای این پژوهش میتواند مبنایی برای تحقیقات آینده در زمینه یکپارچهسازی فناوریهای انقلاب صنعتی چهارم در نظامهای سلامت و طراحی مدلهای بهینه برای پیادهسازی این فناوریها باشد. اقدام به موقع سیاستگذاران برای رفع موانع شناسایی شده به مدیران و سیاستگذاران حوزه سلامت این امکان را میدهد که استراتژیهایی را توسعه دهند تا فناوریهای سلامت مبتنی بر انقلاب صنعتی چهارم با موفقیت در کشورهای مختلف پیادهسازی شوند و از پتانسیل واقعی این انقلاب در نظام سلامت بهرهبرداری گردد.