شناسایی و تحلیل موانع شکلگیری همکاری مبتنی بر مشارکت مردم در بحرانهای همزمان مبتنی بر نقشه شناختی فازی و مدلسازی چندهدفه
نویسندگان
1 استاد، گروه مدیریت صنعتی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت صنعتی، پردیس کیش، دانشگاه تهران، کیش، ایران.
3 استادیار،گروه مدیریت صنعتی، دانشکده کسب و کار و اقتصاد، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران.
doi
10.48308/jimp.15.2.9چکیده
هدف: وقوع فجایع همزمان، چه طبیعی و چه انسانساخت، چالشهای عظیمی برای دولتها ایجاد میکند که معمولا به دلیل محدودیتهای منابع، مشکلات لجستیکی و مقیاس وسیع این حوادث قادر به ارائه امدادرسانی سریع و مؤثر نیستند. در این شرایط، همکاری و مشارکت عمومی نقش اساسی ایفا میکند. با این حال، مشارکت مردم در تلاشهای امدادی با موانع متعددی مواجه است که کارایی و اثربخشی این تلاشها را محدود میکند. این مطالعه، هدف خود را شناسایی این موانع و سپس پیشنهاد راهکارها و استراتژیهای مؤثر برای افزایش مشارکت عمومی در امدادرسانی قرار داده است. با تمرکز بر شناسایی و غلبه بر این موانع، هدف مطالعه، ارائه نقشهراهی برای بهبود مشارکت جامعه در مدیریت بحرانها است.روش: این تحقیق به روشهای چندگانهای برای تحلیل موانع مشارکت عمومی در امدادرسانی میپردازد. در ابتدا، موانع شناسایی و دستهبندی میشوند و برای تحلیل این موانع از روش نقشه شناختی فازی (FCM) استفاده میشود که یک نمای تصویری از تعاملات پیچیده میان موانع مختلف ارائه میدهد. این روش کمک میکند تا ارتباطات بین عوامل مختلف و تأثیرات آنها بر مشارکت عمومی در امدادرسانی بهطور دقیقتر درک شود. پس از شناسایی موانع، برای انتخاب استراتژیهای مؤثر در ارتقاء مشارکت عمومی، از ترکیب روش خانه گسترش کیفیت (QFD) و مدلسازی چندهدفه استفاده میشود. برای حل مدل چندهدفه، از روش محدودیت اپسیلون و نرمافزار Gems بهرهبرداری شده است تا استراتژیهای بهینه برای مقابله با موانع شناساییشده انتخاب شوند.یافتهها: از طریق مرور جامع ادبیات موجود و مصاحبه با خبرگان، 30 مانع اصلی شناسایی و در چهار دسته کلی شامل توانمندیها و ویژگیهای شخصیتی افراد، عوامل فرآیندی، عوامل فرهنگی و عوامل زیرساختی طبقهبندی شدند. یافتهها نشان میدهند که مهمترین موانع مشارکت عمومی در امدادرسانی به شرح زیر است: آموزش عمومی پایین در خصوص امدادرسانی و آمادگی بحرانها، که موجب ناآگاهی عمومی از نحوه واکنش در مواقع بحرانی میشود؛ هماهنگی ضعیف بین دولتها، سازمانهای مردمنهاد و استانها به دلیل تفاوت اهداف و ماموریتها، که مانع از تشکیل شبکهای مؤثر برای امدادرسانی میشود؛ کمبود اعتماد بین مردم و مسئولان، که منجر به تمایل کمتر مردم به مشارکت در تلاشهای امدادی و کاهش اثربخشی آنها میگردد؛ و زیرساختهای ناکافی از جمله مشکلات در ارتباطات و فناوری اطلاعات، که جریان اطلاعات را در زمان بحران مختل کرده و کارایی عملیات امدادرسانی را کاهش میدهد.نتیجهگیری: برای افزایش همکاری مبتنی بر مشارکت عمومی در امدادرسانی، این تحقیق پیشنهاد میکند که استراتژیها باید بر سه محور اصلی متمرکز شوند: توانمندسازی، زیرساختها و فرهنگ. استراتژیهای توانمندسازی مانند توسعه آموزشهای عمومی در خصوص امدادرسانی و آمادگی بحرانها از اهمیت ویژهای برخوردارند تا سطح آگاهی و مشارکت عمومی افزایش یابد. در زمینه زیرساختها، باید بر تقویت زیرساختهای فناوری اطلاعات، بهبود شبکههای ارتباطی و تأمین حمایتهای مالی و دولتی برای تسهیل عملیات امدادی تمرکز شود. از نظر فرهنگی، ترویج شعائر امدادرسانی و پرورش فرهنگ مسئولیت اجتماعی باید در اولویت قرار گیرد و شهرداریها و سازمانهایی مانند جمعیت هلال احمر نقش رهبری در این زمینه داشته باشند. با تمرکز بر این سه محور، میتوان مشارکت عمومی را بهطور مؤثری افزایش داد و به بهبود تواناییهای پاسخدهی و تابآوری در برابر بحرانها کمک کرد.