همسنجی عملکرد مترجمان در برگردانِ پاره‌‌گفت‌‌های عکس‌‌محورِ نهج البلاغه

نویسندگان

1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه کاشان، اصفهان، ایران

doi
10.22054/rctall.2025.82365.1757
چکیده

یکی از شگردهای مهمی که سخنوران صاحب نام در فرایند انتقال مفاهیم مورد نظر از آن استفاده کرده‌‌اند تکنیک «عکس» یا «تبدیل» است. امام علی علیه السلام به عنوان یک سخنور بی‌‌بدیل، برای ترسیم اندیشه‌‌ها در خطبه‌‌های خود از شگرد یادشده بهره گرفته است و بارِ معناییِ زیادی را بر دوش آن قرار داده و تلاش نمود با توانش زبانی خویش، میانِ ساخت زبانی و مفهوم مورد نظر هماهنگی و همسویی ایجاد نماید و از رهگذر آن، ایدئولوژی خود را به مخاطب القا نماید. در پرتو اهمیت جایگاه و کارکرد شگرد عکس در نهج البلاغه، پژوهش حاضر می‌‌کوشد با انتخاب ترجمه محمد دشتی و عبد المجید معادیخواه به عنوان جامعه مطالعاتی، به روش توصیفی- تحلیلی، نحوه برگردانِ پاره‌‌گفت‌‌هایِ عکس‌‌محورِ خطبه‌‌های نهج البلاغه را از منظر رسایی یا نارسایی دلالت، بازآفرینی یا گذر از تناظر در ساخت، رعایت اقتصاد زبانی یا نادیده گرفتن آن مورد واکاوی قرار دهد تا از کیفیت فهم آن دو مترجم نسبت به دلالت شگرد یادشده، چگونگی بازتولید آن تکنیک بیانی در زبان مقصد، و میزان توجه به اقتصاد زبانی و کمینه‌‌گراییِ نخستین پرده بردارد. بررسی گویای این است که هر دو مترجم به وجود این تکنیک در متن مبدا شناخت داشته‌‌اند و کوشیده‌‌اند در فرایند برگردانِ متن، از رهگذر تکرار سازه‌‌های اصلی عکس، آن را در زبان فارسی بازآفرینی و بازسازی نماید و با آرایش جدید واژگان متناظر، آن راهبرد بیانی را در زبان مقصد پیاده‌‌سازی کنند. با اینهمه گاهی اوقات محدودیت معنایی و ساختاری مانع از بازآفرینی عکس در زبان مقصد شده است.