واکاوی تعادل اصطلاحی در ترجمۀ محمد دشتی از خطبه‌های نهج البلاغه با تکیه بر نظریۀ نایدا

نویسندگان

1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری مطالعات ترجمه عربی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22054/rctall.2025.84228.1776
چکیده

نهج البلاغه نیز مانند هر متن دیگری سرشار از اصطلاحات است. رسیدن به بالاترین سطح همپایگی در ترجمة این اصطلاحات، ارائه معادلی با صورت و معنای مشابه را می‎طلبد. با این حال به دلیل آن که گاهی، معادل دقیقی در زبان مقصد وجود ندارد یا بافت موجود فقط خوانش ملموس را جایز می‎داند تا کاربرد زبان اصطلاحی، این امر محقق نمی‌گردد. در پژوهش حاضر، برابری اصطلاحی از رهگذر نظریه تعادل نایدا در ترجمة محمد دشتی از خطبه‎های نهج البلاغه مورد بررسی قرار گرفته است. اثر حاضر با روش توصیفی–تحلیلی انجام گرفته است. برآیند پژوهش نشان داد مترجم هنگام ترجمة خطبه‌ها با این مشکل مواجه بوده که هر دو معنای تحت اللفظی و اصطلاحی در اصطلاحات به صورت همزمان مد نظر بوده است. نظر به بررسی‌های صورت گرفته، راهبردهای «ترجمه لفظ به لفظ» و «دگرگویی» و « ترجمه با معنا و صورت مشابه» بیش از سایر راهبردها به کار رفته‌اند. مترجم در عین تلاش برای انتقال پیام و دستیابی به تعادل پویا، در مواردی، منتقل شدن پیام را امری مسلم انگاشته و صورت کلام را ترجمه و بدون معادل‎یابیِ صحیح وارد زبان مقصد کرده است. همین امر موجب شده مخاطب با انبوهی از اصطلاحات و تعابیر مواجه شود که با فرهنگ او بیگانه‌اند و در نتیجه به مقصود گوینده سخن پی نبرد.