مدلسازی استوار مبتنی بر سناریو برای زنجیره تأمین سبز- تابآور با در نظر گرفتن تأمینکننده پشتیبان و مکانیابی و تخصیص هاب (مطالعه موردی: صنعت خودرو)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت صنعتی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.
2 استادیار، گروه مهندسی صنایع، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.
3 استادیار، گروه مهندسی صنایع، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.
4 دانشیار، گروه مهندسی صنایع، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.
doi
10.48308/jimp.15.2.120چکیده
مقدمه و اهداف: اجرای الزامات زیست محیطی به همراه کاهش هزینههای لجستیکی، انتخاب تأمین کنندگان پایدار و مدیریت مناسب اختلالات، از جمله مسائل حیاتی و چالشبرانگیز در مدیریت بهینه زنجیره تأمین به شمار میروند. این موضوعات به ویژه در صنایع حساس و با ماهیت پیچیده مانند صنعت خودرو اهمیت دوچندانی پیدا میکنند، چرا که این صنایع برای حفظ تداوم حیات، رقابت در بازارهای جهانی و رشد پایدار، ملزم به برنامهریزیهای دقیق، منسجم و کاربردی در سراسر زنجیره تأمین خود هستند. هدف اصلی این مطالعه ارائه یک مدل بهینهسازی چندهدفه و استوار، مبتنی بر سناریو است که قادر باشد شبکهای سبز، تابآور و انعطافپذیر را با ویژگیهای چند محصولی، چند دورهای، چند مواد اولیه و چند سطحی طراحی کند و در عین حال، عدمقطعیتهای موجود در عرضه و تقاضا را به طور مؤثری مدیریت نماید. روشها: مسائل مکانیابی و تخصیص هاب و سبز بودن تأمینکنندگان اصلی و پشتیبان در طراحی شبکه در نظر گرفته شدند. همچنین کاهش هزینهها، برآوردن معیارهای محیط زیست و افزایش تابآوری در اهداف و محدودیتهای شبکه گنجانده شده است. برای مقابله با عدمقطعیتهای عرضه و تقاضا، از رویکرد بهینهسازی استوار مبتنی بر سناریو استفاده شد. به منظور حل مسئله چندهدفه 10 مسئله کوچک و متوسط از طریق روش محدودیت اپسیلون تقویتشده و 10 مسأله بزرگ توسط الگوریتمهای NSGAII و MOPSO حل گردید و نتایج حاصله از دیدگاههای مختلف ارزیابی و تحلیل شدند. پارامترهای الگوریتمهای فراابتکاری بر اساس روش تاگوچی تعیین شدند. همچنین الگوریتمهای فراابتکاری مورد استفاده بر اساس 5 معیار خطا، زمان، Diversity ، Spacing و MID با یکدیگر مقایسه شدند. یافتهها: نتایج نشان میدهد که NSGAII الگوریتمی است که با توجه به معیارهای ارزیابی بهترین نتیجه را به دست میآورد. نتایج محاسباتی نشان میدهد که پیکربندی شبکه پیشنهادی میتواند به تقاضای مشتریان خود به شیوهای سبز و تابآور پاسخ دهد. یک مطالعه موردی در صنعت خودرو ارائه گردید تا مشخص شود چگونه مدل پیشنهادی میتواند نیازهای واقعی را پاسخ دهد. محل استقرار هابها، میزان تخصیص و مراکز توزیع مرتبط با آنها برای شرکت ایران خودرو در نظر گرفته شدند. در نهایت، تحلیل حساسیت بر اساس چندین پارامتر با اهمیت انجام شد و پیشبینی نتایج تشریح گردید. نتیجهگیری: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی آلودگی انتشاریافته توسط اعضای زنجیره و هزینههای ثابت و متغیر مرتبط با اعضا که شامل هزینه قرارداد با تأمینکنندگان اصلی و پشتیبان، هزینه تأسیس هاب، هزینه تولید محصول و هزینههای انتقال بین اعضای زنجیره میباشد را به حداقل میرساند. همچنین به کارگیری تأمینکننده پشتیبان تا حد زیادی توانسته است تابآوری زنجیره را در مقابله با اختلالات ارتقا دهد. شبکه طراحیشده تابآوری شرکت ایران خودرو را در مقابل این اختلالات افزایش داده است و میتواند مدیران ارشد شرکت را به منظور ارتقای عملکرد زنجیره صنعت خودرو کمک نماید. بر اساس یافتههای ما، اهمیت ظرفیت تأمینکنندگان و هابها بسیار برجسته است و اختلال در آنها سبب تغییر در راهبردهای شبکه میشود. مدل پیشنهادی ما میتواند شرکت ایران خودرو را در جهت دستیابی به برخی اهداف از قبیل عرضه به موقع محصولات منطبق با نیاز مشتری، استفاده بهینه از منابع، کاهش هزینهها و افزایش تابآوری کمک نماید.