بازطراحی فرآیندهای صنعتی با الگو و نشانهگذاری فرآیند کسبوکار: مطالعه موردی برنامهریزی تولید در صنعت تایرسازی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه مدیریت، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه مدیریت، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 استادیار، گروه مدیریت، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
4 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه مدیریت، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.48308/jimp.15.2.202چکیده
مقدمه و اهداف: صنعت تایرسازی به دلیل نقش حیاتی در کاربرد خودرو و حملونقل و وابستگی آن به مشتقات نفتی، جایگاه مهمی در اقتصاد ایران دارد. بیش از 60 درصد مواد اولیه تایرسازی از مشتقات نفتی است و ایران با دارابودن منابع نفتی، از کشورهای مستعد در این صنعت محسوب میشود.این پژوهش با هدف بهبود کارایی و چابکی فرآیند برنامهریزی تولید در صنعت تایرسازی انجام شده است. هدف اصلی این بازطراحی، ایجاد یکپارچگی جریان دادهها و دسترسی لحظهای به اطلاعات بود. این اقدامات تصمیمگیری را در صنعت تایر تسهیل کرده، سرعت پاسخگویی به تغییرات بازار را افزایش داده و برنامههای تولید را بههنگام میکند که در نهایت موجب حفظ مزیت رقابتی سازمانهای فعّال در این حوزه میشود. وجه نوآورانه این پژوهش در بهکارگیری الگو و نشانهگذاری فرآیند کسبوکار برای بازمهندسی فرآیند برنامهریزی تولید در صنعت تایرسازی است. در حالی که در بسیاری از صنایع، مدلسازی فرآیندهای کسبوکار بهعنوان ابزاری کلیدی برای بهینهسازی عملیات استفاده شده است، بهکارگیری این روش در صنعت تایرسازی تاکنون مورد توجه کافی قرار نگرفته است. این پژوهش با تمرکز بر یکپارچهسازی دادهها، کاهش گلوگاههای اطلاعاتی و افزایش چابکی سیستم، چارچوبی جدید برای بازطراحی فرآیندهای تولید در یک مطالعه موردی تایرسازی در ایران ارائه میدهد که میتواند بهعنوان الگویی برای سایر صنایع مشابه مورد استفاده قرار گیرد. روشها: در این پژوهش کاربردی، از مدلسازی فرآیندهای کسبوکار و «مدل و نشانهگذاری فرآیند کسبوکار» برای بازطراحی فرآیندها و از روشهای تحقیق کیفی شامل مشاهده مشارکتی و مصاحبههای عمیق جهت جمعآوری اطّلاعات استفاده شده است. برای تحلیل فرآیندهای کسبوکار و بازمهندسی آنها، از الگوی پنجمرحلهای منگانلی-کلاین استفاده گردید. این مراحل شامل تعریف اهداف و آمادگی برای پروژه بازطراحی، انتخاب فرآیندهای کلیدی، مطالعه عملکرد فعلی، طراحی فناوری اطلاعات برای فرآیندهای جدید و در نهایت پیادهسازی فرآیندها و محیطهای کاری جدید است. یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد که فرآیند برنامهریزی تولید با چالشهایی نظیر عدم تطابق اهداف بازاریابی با قابلیتهای تولید، فقدان یکپارچگی اطلاعات و ناکارآمدی سیستمهای موجود مواجه است. در مدل بازطراحیشده، درخواستهای بازار از طریق واحد فروش به سیستم یکپارچه ارسال و دادهها تحلیل، اعتبارسنجی و پردازش میشوند. برنامه تولید ماهانه بر اساس اطلاعات بهروز و ظرفیت گلوگاهها تدوین و تأیید شده، سپس به برنامه روزانه تبدیل و برای اجرا ارسال میشود. در صورت تغییر نیازهای فروش، این تغییرات بررسی شده و فرآیند برنامهریزی مجدداً طی میشود تا تطبیقپذیری تولید با تقاضای بازار افزایش یابد. نتیجهگیری: این پژوهش نشان داد که استفاده از فناوری اطلاعات در بازمهندسی فرآیندهای کسبوکار صنعت تایرسازی، باعث بهبود چابکی و کارایی فرآیند برنامهریزی تولید میشود. سیستم یکپارچه برنامهریزی منابع سازمان، کلیه مراحل ظرفیتسنجی و برنامهریزی ایستگاههای کاری را بهصورت خودکار انجام میدهد. این رویکرد، فرآیند تصمیمگیری را تسریع کرده، انعطافپذیری سازمان را در برابر تغییرات بازار افزایش داده و موجب کاهش زمان پاسخگویی میشود. از دیگر مزایای این بازمهندسی میتوان به بهبود رضایت مشتریان و افزایش بهرهوری سازمان اشاره کرد. استفاده از فناوری اطلاعات در این فرآیند، امکان پردازش سریع و دقیق اطلاعات را فراهم کرده و توانایی سازمان در مواجهه با شرایط متلاطم بازار را تقویت میکند. همچنین، این سیستم موجب کاهش تداخلات بین واحدهای سازمانی شده و برنامهریزی تولید را بهطور مداوم بهینهسازی میکند. نتایج تحقیق تأیید میکند که پیادهسازی فرآیندهای بازطراحی شده، علاوه بر بهبود کارایی، به تنظیم دقیقتر برنامههای تولید کمک کرده و مزیت رقابتی سازمان را تقویت میکند.