مقایسه برآوردهای حداکثر درستنمایی و بیزی با نمونه گیر گیبس تعمیم یافته برای مدل رگرسیون ترتیبی در تحلیل داده های سندرم تحریک بیش ازحد تخمدان
نویسندگان
doi
چکیده
مقدمه و اهداف: تحلیل داده های با پیامد ترتیبی در بعضی موارد منجر به برآوردهای اریب و واریانس های بسیار بزرگ می شود. این مشکلات زمانی که با داده های تنک سروکار داریم بشتر از پیش نمود پیدا می کند. هدف از این مطالعه مقایسه اثربخشی کابرگولین و آلبومین داخل وریدی در پیشگیری از سندرم تحریک بیش ازحد تخمدان با استفاده از مدل رگرسیون ترتیبی در چارچوب یک مدل بیزی جهت به دست آوردن برآوردهای دقیق تر است. روش کار: در این مطالعه متغیر رتبه ای شدت سندرم در سه رده خفیف، متوسط و شدید به عنوان پیامد و متغیرهایی نظیر تعداد MII، آسیت، دوز HCG و هماتوکریت (HCT) و تلقیح داخل رحمی (IUI) به عنوان متغیرهای مستقل در نظر گرفته شدند. برای تحلیل داده ها از رگرسیون ترتیبی در چارچوب بیز با پیشین های ناآگاهی بخش و با استفاده از الگوریتم نمونه گیر گیبس استاندارد و تعمیم یافته استفاده شد. تحلیل داده ها با نرم افزار R نسخه 3.3.2 انجام شد. یافته ها: مقدار نسبت بخت نوع داروی مداخله برابر -4.99 با فاصله اطمینان 95 درصد 7.42-تا -2.67 برای روش استاندارد و -5.01 با فاصله اطمینان -7.34 تا - 2.65 برای روش گیبس تعمیم یافته بود. نتایج روش زنجیر مارکوف مونت کارلویی بیانگر کاهش خطاهای استاندارد و کوتاه تر شدن فواصل اطمینان بودند. همچنین در روش رگرسیون ترتیبی با نمونه گیر گیبس تعمیم یافته خودهمبستگی نسبت به گیبس استاندارد سریع تر به صفر نزدیک شد. نتیجه گیری: برآوردهای رگرسیون ترتیبی و همچنین با در نظر گرفتن خودهمبستگی، نمونه گیر گیبس تعمیم یافته عملکرد بهتری نسبت به رگرسیون ترتیبی استاندارد داشت و استفاده از این روش، در نمونه های با پیامد ترتیبی تنک پیشنهاد می شود.