طراحی اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال در بستر مدیریت دانش در شرکت های دانش بنیان
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
2 دانشآموخته کارشناسی ارشد، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
3 استاد، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
4 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
doi
10.48308/jimp.15.2.251چکیده
مقدمه و اهداف: امروزه شرکتهای دانشبنیان در بستر اقتصاد دیجیتال با چالشها و فرصتهای متعددی مواجهاند. افزایش پیچیدگیهای فناورانه، ضرورت همکاری بین بازیگران مختلف و رشد سریع تقاضای بازار، طراحی اکوسیستمهای نوآوری باز را به یک ضرورت راهبردی بدل کرده است. این اکوسیستمها بستری برای بهرهگیری از منابع دانشی درونی و بیرونی، توسعه محصولات جدید و ارتقای رقابتپذیری سازمانی فراهم میسازند. با وجود ظرفیتهای بالای شرکتهای دانشبنیان، فقدان چارچوبی بومی و منسجم برای شکلدهی و پایداری اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال، یکی از موانع جدی توسعه آنها محسوب میشود. از اینرو، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل بومی اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال در بستر مدیریت دانش و با تمرکز بر شرکتهای دانشبنیان شهر سمنان انجام شد تا ضمن کشف تعاملات پیچیده میان عوامل اثرگذار، چارچوبی نظری و عملی برای توسعه پایدار این شرکتها ارائه کند. روش : این تحقیق از نوع کاربردی-اکتشافی و با رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه دادهبنیاد (گراندد تئوری) انجام شده است. جامعه آماری شامل مدیران و خبرگان شرکتهای دانشبنیان فعال در حوزههای فناوری اطلاعات، بیوتکنولوژی، کشاورزی و صنایع پیشرفته در شهر سمنان بود. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۱ نفر از مدیران تحقیق و توسعه، توسعه بازار و مدیران عامل جمعآوری شد. نمونهگیری بهصورت هدفمند و قضاوتی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تجزیهوتحلیل دادهها بر اساس الگوی نظاممند استراوس و کوربین در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت که حاصل آن استخراج ۱۶۹ کد باز، ۴۹ مقوله فرعی و ۱۱ مقوله اصلی بود. به منظور افزایش روایی و پایایی پژوهش، توافق درونی بین دو کدگذار مستقل محاسبه و تأیید شد. یافتهها : نتایج کدگذاری نشان داد که اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال در بستر مدیریت دانش تحت تأثیر مجموعهای از شرایط علّی، زمینهای، مداخلهگر، راهبردها و پیامدها قرار دارد. در میان عوامل علّی میتوان به نقش فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، سیستمهای مدیریت محتوا، ایجاد زیرساختهای ارتباطی، توسعه مراکز نوآوری و شکلگیری فرهنگ سازمانی مبتنی بر دانش اشاره کرد. عوامل زمینهای شامل حمایت مدیران، ارائه تسهیلات مالی، پشتیبانی از استارتاپها، جذب ایدههای مشتریان، کاهش هزینهها و توسعه فرهنگ نوآوری در سازمان بودند. عوامل مداخلهگر نیز بر امنیت اطلاعات، حفظ محرمانگی دانش، رعایت حقوق مالکیت فکری و وجود مقررات شفاف تأکید داشتند. در بخش راهبردها، مجموعهای از اقدامات چون تشویق به همکاری و تفکر باز، شناسایی چالشهای صنایع نوپا، تبادل دانش با مشتریان، استفاده از ایدههای بیرونی، ایجاد بسترهای انتقال دانش و همکاری پژوهشی با سازمانهای تحقیقاتی شناسایی شد. پیامدهای حاصل از استقرار این اکوسیستم شامل توسعه شبکههای همکاری دو و چندجانبه، افزایش سرمایهگذاری مشترک، تقویت ارتباط با رقبا، ارتقای محصولات و خدمات شرکتها، حضور رقابتی در بازار و رشد پایدار سازمان بود. در نهایت، مقوله هستهای پژوهش تحت عنوان «همگرایی دانشبنیان در فرآیندهای نوآوری باز دیجیتال» شناسایی شد که بر یکپارچهسازی جریانهای دانشی درونی و بیرونی و انعطافپذیری اکوسیستم تأکید دارد. نتیجهگیری: پژوهش حاضر با طراحی مدل بومی اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال، نشان داد که موفقیت شرکتهای دانشبنیان در گرو توانایی آنها در بهرهگیری از فناوریهای نوین، مدیریت دانش یکپارچه، ایجاد شبکههای همکاری و ارتقای فرهنگ نوآوری است. یافتهها بیانگر آن است که برای دستیابی به توسعه پایدار و مزیت رقابتی، شرکتهای دانشبنیان باید رویکردی چابک، منعطف و مشارکتی اتخاذ کنند. این مطالعه علاوه بر غنای نظری در حوزه مدیریت دانش و نوآوری، میتواند برای سیاستگذاران، مدیران و سرمایهگذاران بهعنوان راهنمایی عملی در زمینه طراحی و تقویت اکوسیستمهای نوآوری باز دیجیتال مورد استفاده قرار گیرد.