ارزیابی ترجمه رازانی از رمان «اللصّ و الکلاب» نجیب محفوظ بر پایه گرایش‌های ریخت‌شکنانۀ آنتوان برمن، با تمرکز بر منطقی‌سازی، شفاف‌سازی و تضعیف کیفی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 استادیار، گروه زبان شناسی، دانشگاه پیام‌نور، تهران، ایران

doi
10.22054/rctall.2026.89600.1821
چکیده

نقد و ارزیابی علمی ترجمه، روشی نظام‌مند برای کیفیت‌سنجی ترجمه و پایاییِ تصمیم‌های مترجم است. در گذشته، این امر، سنّتی و سلیقه‌‌ای انجام می‌‌گرفت اما اکنون الگوهای متعددی بر مبنای نظریات مطالعات ترجمه، جهت ارزشیابی روشمند ترجمه، ارائه شده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی - تحلیلی، ترجمۀ فارسی بهمن رازانی از رمان اللصّ و الکلاب اثر نجیب محفوظ را بر اساس نظریۀ «گرایش‌های ریخت‌شکنانه» از آنتوان برمن بررسی می‌کند. بدین منظور، سه فصل از فصل‌های نخستین، میانی و پایانی رمان به عنوان جامعۀ نمونه با تمرکز بر سه گرایش پر تواترِ «منطقی‌سازی»، «شفاف‌سازی» و «تضعیف کیفی» بررسی و تحلیل و در پایان بسامد هر گرایش به صورت آماری با نمودار ارائه شد. تحلیل یافته ها نشان می‌دهد «تضعیف کیفی» با بسامد ۸۹، گرایش غالب در این ترجمه است که عمدتاً در قالب معادل‌گزینی‌های نادقیق و کاهش بار معنایی و آوایی واژگان به تضعیف دلالت‌ها انجامیده است. «منطقی‌سازی» با بسامد ۷۲، از طریق شکستن جمله‌های بلند، تغییر نشانه‌گذاری و ساده‌سازی ساخت‌های نحوی، سبک سیال و چندلایۀ متن مبدأ را خطی‌تر کرده است. «شفاف‌سازی» نیز با بسامد ۶۱، با افزودن توضیحات، تعیین مرجع و جنسیت ضمایر، هرچند خوانایی متن مقصد را افزایش داده، اما با رفع ابهام‌های عامدانه، به کاهش «غرابت سنجیده» متن انجامیده است. مجموع این یافته‌ها حاکی از گرایش آشکار ترجمه به مقصدگرایی و فاصله گرفتن از سبک و صورت متن مبدأ است. ضمناً نتایج این مطالعه بر ضرورت بهره‌گیری از الگوهای نظری در نقد ترجمه ادبی و تبیین حدود منطقی‌سازی اجباری در جفت‌زبان‌های ناهم‌ساخت نیز تأکید می‌کند.