ارزیابی انتقادی ترجمۀ استعارههای مفهومی نور و تاریکی در قرآن توسط مدلهای هوش مصنوعی در پرتوی نظریۀ لیکاف، جانسون و نیومارک
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری رشته زبانشناسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
10.22054/rctall.2025.87219.1801چکیده
این پژوهش به ارزیابی انتقادی ترجمهی استعارههای مفهومی نور و تاریکی در قرآن کریم توسط مدلهای هوش مصنوعی (گراک، جمینای، و چتجیپیتی) با تکیه بر نظریهی استعارهی مفهومی لیکاف و جانسون (1980) و راهبردهای ترجمهی نیومارک (1988) میپردازد. استعارههای نور و تاریکی، که نمایانگر مفاهیمی چون هدایت، ایمان، گمراهی، و کفر هستند، در آیات منتخب قرآن تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که مدلهای هوش مصنوعی عمدتاً از راهبرد بازتولید تحتاللفظی استعاره استفاده میکنند، اما در انتقال معانی عمیق و فرهنگی این استعارهها، بهویژه برای مخاطبان ناآشنا با زمینههای مفهومی، الهی، معنوی و فرهنگی قرآن کریم، محدودیت دارند. فقدان توضیحات تکمیلی و ناتوانی در تبیین مفاهیم معنایی عمیق استعارهها مانند «نور» بهعنوان هدایت الهی و «ظلمات» بهعنوان جهل و کفر، از چالشهای اصلی این مدلهاست. پیشنهاد میشود با ادغام نظریههای شناختی و آموزش مدلها با منابع تفسیری، و بهرهگیری از راهبردهای تکمیلی نیومارک (مانند افزودن پاورقی)، کیفیت ترجمههای ماشینی بهبود یابد. این پژوهش بر پتانسیل هوش مصنوعی در ترجمه متون مقدس تأکید دارد، مشروط بر اینکه درک مفهومی و فرهنگی عمیقتری در مدلها ایجاد شود.