تحلیل میزان پاسخدهی کتاب علوم پایه پنجم به کجفهمیهای علمی دانشآموزان با بهرهگیری از روش آنتروپی شانون
نویسندگان
1 دانشگاه فرهنگیان مازندران، مرکز آمل
doi
10.48310/basic.2026.21464.1568چکیده
پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای کتاب درسی علوم پایه پنجم ابتدایی براساس میزان پاسخگویی به کجفهمیهای علمی انجام گرفته است. اهمیت این مطالعه از آن جهت است که بسیاری از کج فهمیها، حتی پس از آموزش، در ذهن دانش آموزان باقی میمانند و میتوانند یادگیری عمیق مفاهیم علمی را مختل کنند، همچنین باعث شکلگیری برداشتهای سطحی و نادرست میشوند. باتوجه به نقش محوری کتابهای درسی در انتقال دانش و شکلدهی به مدلهای ذهنی دانشآموزن،بررسی دقیق محتوای کتاب و شناسایی میزان توجه به کجفهمیها ثروری است. این پژوهش توصیفی و از نوع تحلیل محتوا با بهکارگیری روش آنتروپی شانون برای سنجش اهمیت و تاثیر هر مولفه استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دروس کتاب علوم پنجم ابتدایی میباشد. ابزار پژوهش شامل چکلیستی براساس چهارحوزه شامل متن درس، تصاویر، پرسشها و فعالیتهای علمی گردآوری شده است. برای هر شاخص، مقیاسی پنج درجهای (0 تا 1) در نظرگرفته شد تا بتوان به دقت میزان پاسخگویی به کج فهمیها را ارزیابی کرد. نتایج این پژوهش نشان داده استکه پرسشها با ضریب اهمیت ۰/۲۵۱۴ دارای بیشترین میزان پاسخگویی به کجفهمیهای علمی هستند، در حالی که تصاویر با ضریب اهمیت ۰/۲۴۶۱کمترین نقش را در این زمینه ایفا کردهاند. به طور کلی میان چهار حوزه مورد بررسی، توازن کافی در پاسخگویی به کجفهمیها مشاهده نشد و سطح کلی پاسخدهی نیز در حد مطلوب ارزیابی نگردید. این یافتهها بیانگر این است که امکان باقی ماندن کجفهمیهای علمی در ذهن دانشآموزان وجود دارد. بر این اساس، بازنگری در چهار حوزه متن درس، تصاویر، پرسشها و فعالیتها ضروری است تا امکان پاسخگویی متوازن به کجفهمیهای علمی فراهم گردد و در نهایت به دستیابی به یادگیری مؤثرتر کمک شود.