راهبردهای استقرار فناوریهای انقلاب صنعتی چهارم در صنایع ایران با هدف توسعه صنعتی مبتنی بر دیمتل فازی (FUZZY DEMATEL)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه توسعه و برنامهریزی اقتصادی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه علوم تصمیم و سیستمهای پیچیده، دانشکده معارف اسلامی و مدیریت، دانشگاه امام صادق علیهالسلام، تهران، ایران.
3 استاد، گروه علوم تصمیم و سیستمهای پیچیده، دانشکده معارف اسلامی و مدیریت، دانشگاه امام صادق علیهالسلام، تهران، ایران.
doi
10.48308/jimp.15.1.132چکیده
مقدمه و اهداف: انقلابهای صنعتی فرصتهای بینظیری برای رشد و توسعه کشورها فراهم کردهاند. تجربه تاریخی نشان داده است که برندگان و بازندگان انقلابهای صنعتی، به توانایی آنها در تطبیق با تحولات و بهرهگیری از فناوریهای جدید بستگی داشته است. انقلاب صنعتی چهارم نیز از این قاعده مستثنی نیست. اهمیت این انقلاب در تحول عمیق ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی نهفته است که کشورها را قادر میسازد با استفاده از فناوریهای پیشرفته، بهرهوری و رقابتپذیری خود را بهطور چشمگیری افزایش دهند. کشورهایی که بتوانند فناوریهای این انقلاب را سریعتر مستقر کنند، در بهرهوری، تولید مدرن و استفاده بهینه از منابع پیشرو خواهند بود. سیاستگذاری صنعتی مناسب، مهمترین پیشنیاز تحقق این هدف است. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل راهبردهای کلان استقرار فناوریهای انقلاب صنعتی چهارم، بهعنوان یک سیاست افقی در صنایع ایران انجام شده است. در این راستا، اقداماتی که سیاستگذار باید برای ایجاد زیرساختهای نهادی انجام دهد، شناسایی و تأثیرات متقابل آنها تحلیل شده است. روشها: در این پژوهش، ابتدا با استفاده از روش پنل خبرگان متشکل از فعالان صنعتی و اقتصادی، مجموعه عوامل مؤثر بر استقرار صنعت 4.0 در کشور شناسایی شد. پس از شناسایی 10 عامل کلیدی، از تکنیک دیمتل فازی برای تحلیل روابط متقابل این عوامل استفاده شد. دیمتل فازی بهعنوان یک روش تحلیلی جامع، امکان بررسی روابط علّی و معلولی میان عوامل پیچیده و ارائه مدلی ساختاری از تعاملات آنها را فراهم میکند. این مدل، عوامل را به دو گروه علّی و معلول تقسیم کرده و بهصورت نموداری تعاملات میان آنها را نمایش میدهد. یافتهها: نتایج تحلیل نشان میدهد که تأسیس یک نهاد تنظیمگر صنعت 4.0 بهعنوان تأثیرگذارترین عامل در فرآیند استقرار این فناوریها شناخته شده است. این نهاد میتواند از طریق تدوین برنامههای استقرار، اصلاح قوانین، تأمین مالی، و حمایت از پژوهشها نقش کلیدی در تحقق سایر عوامل داشته باشد. همچنین، عوامل دیگری نظیر «تدوین برنامه استقرار صنعت 4.0»، «تأمین مالی استقرار صنعت 4.0»، «بازبینی در برنامههای اجرایی متناسب با استقرار صنعت 4.0»، و «پایش صنایع و اعطای مشوق متناسب با سطح آمادگی آنها» در زمره عوامل کلیدی با بیشترین تأثیرگذاری قرار دارند. این یافتهها چارچوبی روشن برای سیاستگذاران فراهم کرده و به آنها در تدوین سیاستهای صنعتی کارآمد کمک میکند. نتیجهگیری: بر اساس نتایج پژوهش، برای استقرار فناوریهای صنعت 4.0 در کشور، سیاستگذار باید بهعنوان نخستین گام اقدام به تأسیس نهاد تنظیم گر صنعت 4.0 نماید. این نهاد باید وظایفی مانند تدوین برنامههای جامع برای استقرار فناوری، تأمین مالی، اصلاح قوانین، و ایجاد بستههای مشوق را در دستور کار قرار دهد. تمرکز بر این عامل بهعنوان زیربناییترین اقدام، مسیر تحقق سایر عوامل و تسریع در استقرار فناوریهای انقلاب صنعتی چهارم را هموار میکند. مجموعه عوامل و راهبردهای ارائهشده در این پژوهش میتواند بهعنوان پیوستی برای سیاستهای توسعه صنعتی کشور مورد استفاده قرار گیرد و زیرساختهای لازم برای تحول دیجیتال در صنایع ایران را فراهم کند.