مدل توزیع اعتبارات عمرانی مبتنی بر تحلیل پوششی دادههای شبکهای
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
2 دانشیار، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
3 دانشآموخته دکتری، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
4 دانشیار، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
5 دانشیار، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
doi
10.48308/jimp.15.1.193چکیده
مقدمه و اهداف: تخصیص بودجه عمومی به فرایندی اطلاق میشود که طی آن، دولتها نحوه توزیع منابع مالی خود را بین نیازها و اولویتهای مختلف اجتماعی تعیین میکنند. این یک فرایند پیچیده و چندوجهی است که شامل تصمیمگیریهایی است که میتواند پیامدهای عمیقی برای رفاه شهروندان و عملکرد کلی جامعه داشته باشد. تخصیص بودجه میتواند میزان و کیفیت خدمات عمومی مانند مراقبتهای بهداشتی، آموزشی و زیرساختی را تعیین کند و همچنین میتواند بر توسعه اقتصادی و توزیع ثروت در داخل یک کشور تأثیر بگذارد. در سالهای اخیر، علاقه فزایندهای به بررسی چگونگی تخصیص بودجههای عمومی و همسویی روشها و اولویتهای فعلی با نیازها و ارزشهای جامعه وجود داشته است. نوسانات مداوم در سیاستهای تخصیص بودجه در ایران، بهویژه در حوزههای حساس مانند آموزشوپرورش و بهداشت و درمان، به ایجاد نابرابریهای منطقهای منجر شده است. برای رفع این مشکل، نیاز به یک رویکرد برنامهریزیشده و پایدار در توزیع اعتبارات است که بر اساس نیازهای واقعی هر استان و باهدف توسعه متوازن طراحی شود. در همین راستا پژوهش حاضر باهدف ارائه یک مدل برنامهریزی مبتنی بر عملکرد متناسب با ویژگیهای ماهیت مسئله برای توزیع اعتبارات سرمایهای استانی در راستای نیل به آرمانهای کلان اقتصادی و اجتماعی استانها از جمله کاهش نابرابری درآمدی، کاهش عدم برخورداری، افزایش تولید و اشتغال، کاهش نرخ بیکاری و افزایش سطح اجتماعی بر اساس عملکرد استانها طراحی شده است. روشها: رویکرد مورد استفاده در این پژوهش، مدلسازی ریاضی بر مبنای مدل مفهومی با کاربردی متفاوت از تحلیل پوششی دادههاست که بهعنوان نمونه، فصول آموزش و بهداشت مورد آزمون قرار گرفتهاند. در مدل پیشنهادی، مقادیر مشخصی از انحراف در مقادیر متغیرها (دلتا) توسط خبرگان و بر اساس سیاستهای توزیع اعتبارات در سطح ملی و استانی تعیین میگردد و از سوی دیگر، بر اساس ارزیابی عملکرد استانها و رتبهبندی عملکردی، تخصیص منابع بودجه به آنها در راستای تحقق اهداف تعیین میشود. یافتهها: نتایج اجرای مدل برای دادههای سال 1401 عملکرد نسبت به بودجه مصرفی استانها در مقایسه با روشهای متداول و پیشین توزیع اعتبارات سرمایهای بهکاررفته در سازمان برنامه و بودجه، نشاندهنده کارایی مدل پیشنهادی است. در پایان و با توجه به نتایج مدل، بیان شده است که روش ارائهشده در این مطالعه نهتنها مسئولیتپذیری برای نیل به اهداف تعیینشده را افزایش میدهد، بلکه با توانمندسازی استانها برای یادگیری از تجربیات گذشته و تصمیمگیری آگاهانه برای فعالیتهای آتی، بهبود مستمر را تسهیل میکند. لازم به ذکر است یکی از مهمترین ویژگیهای این مدل، پویایی آن بر اساس تغییرات بودجه میباشد و در حقیقت، ورودیهای مدل همواره بر اساس سیاستهای جدید، قابل اصلاح خواهد بود. نتیجهگیری: در رویکرد دومرحلهای پیشنهادی، در مرحله اول از مدل DEA باهدف تطابق با ماهیت مسئله و ارزیابی میزان عملکرد استانها و در مرحله دوم، از رویکرد مدیریت میزان تغییر در اعتبارات بهمنظور تحلیل حساسیت استفاده شده است. وجه تمایز این مدل در تعیین مقادیر دلتا توسط خبرگان و بر اساس سیاستهای توزیع اعتبارات در سطح ملی و استانی است. از سوی دیگر، میتوان سهم مطلوب هر استان از کل اعتبارات تخصیصی را محاسبه و دریافت کرد، که این امر نهتنها به بهبود وضعیت کنونی کارایی استانها کمک میکند، بلکه بهعنوان ابزاری برای سیاستگذاران در جهت دستیابی به وضعیت مطلوب هر استان نقش مؤثری ایفا خواهد کرد.