نقد و ارزیابی ترجمۀ جلیلزاده از رمان «حبیبی داعشی» (با تکیه بر الگوی لادمیرال)
نویسندگان
1 استاد، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
2 کارشناسی ارشد مترجمی زبان عربی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
doi
10.22054/rctall.2025.84240.1777چکیده
ارزیابی ترجمه، بررسی سطوح و واحدهای متن، سنجش و بررسی میزان توفیق مترجم در یافتن ترجمه این واحدها است. واژه نیز ابتداییترین و تأثیرگذارترین واحد ترجمه است که قابلیت برخورداری از سطوح مختلف معانی را داشته است؛ به همین دلیل معادلیابی دقیق آن اهمیت بسزایی دارد. برگردان واژه باید متناسب و همسو با بافت متن باشد، گاهی برگردان واژه و بار معنایی آن قابل ترجمه نیست. برای رفع یا کاهش درصد این چالشها در ترجمه، میتوان شیوههای مختلفی را به کار گرفت. لادمیرال نظریهپرداز مقصدمحور فرانسوی مؤلفههایی را در این خصوص مطرح میکند که مترجم با گزینش واژههایی به عنوان معادل، بین متن ترجمه شده و متن اصلی تعادل نسبی برقرار سازد. پژوهش حاضر درصدد است که با روش توصیفی- تحلیلی، ترجمۀ ستار جلیلزاده از داستان «حبیبی داعشی» نوشتۀ هاجر عبداصمد را بر اساس نظریههای کاربردی لادمیرال که عبارتاند از: جابهجایی اجزای جمله، حق انتخاب مترجم، ابهامزدایی، تکرار، ناهمگونسازی، حذف، افزودهسازی، تفسیر حداقلی، چیستی ترجمانی و خوانایی، نقد و ارزیابی نماید. مقالۀ حاضر با پذیرش این اصل که مناسبترین شیوه برای برگردان کتاب «حبیبی داعشی»، شیوهای مقصدگرا و آزاد است، نظریۀ لادمیرال را منطبقترین نظریه با این اصل دانسته و آن را معیار اصلی سنجش و بررسی ترجمۀ جلیلزاده قرار داده است. برآیند پژوهش نشان میدهد که ترجمۀ جلیلزاده مطابق با این اصل، همسویی چشمگیری با نظریۀ لادمیرال به خصوص در مؤلفههای ابهامزدایی، خوانایی، افزودهسازی و تفسیر حداقلی دارد و مترجم توانسته، اثری متناسب با بافت فرهنگی و ادبی زبان مقصد ارائه نماید.