تعامل متن و ترجمه در بازتاب فرهنگ؛ موردپژوهی خار و میخک یحیی سنوار
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران
doi
10.22054/rctall.2025.86513.1796چکیده
رابطه میان زبان و فرهنگ دوسویه است و عناصر فرهنگی در زبان به صورت واژه، عبارت و اصطلاح تجلی پیدا میکند. واژگان فرهنگی به مفاهیم، روابط، پدیدهها، ابزارها و... به طور کلی جنبههای مادی و معنوی جامعهای خاص مربوط میشوند که در زبان دیگر ناشناخته هستند و چالشی جدی در تعامل میان فرهنگها و زبانها به وجود میآورد.کتاب خار و میخک سنوار به دلیل پرداختن به ابعاد مختلف زندگی مردم فلسطین حاوی عناصر فرهنگی است که مترجم برای ارائۀ ترجمۀ رسا و قابل فهم باید عناصر خاص آن را به خوبی شناخته و در زبان خود معادلیابی کند تا فرهنگ به درستی منتقل شود. پژوهش حاضر تلاش دارد ترجمۀ شنی از این کتاب را براساس انواع عناصر فرهنگی و راهکارهای مترجم مورد بررسی قرار دهد. ارزیابی کلی اثر حاکی از آن است که با وجود ماهیت سیاسی روایت و پرداختن به موضوعات نظامی به دلیل نزدیک شدن به زندگی مردم، اشکال مختلفی از عناصر فرهنگی را در خود دارد و با توجه به جایگاه و هدف آن در انتقال معنی و بیان حقایق تاریخی فلسطین، ترجمه نقش مهمی در انتقال بینافرهنگی دارد. مترجم نیز در ترجمۀ اثر در دوراهی بیگانهسازی و بومیسازی بوده و تلاش دارد هم اصالت زبان مبدأ را به ترجمه منتقل کند و هم با روشهای تلفیقی اعم از یادداشت، معادلهای توصیفی و فرهنگی و... به فهم مخاطب کمک کند، اما متن ترجمه را به خصوص با آوردن دو نوع معادل متفاوت (عربی و فارسی) در متن اصلی از روایی و رسایی دور ساخته است.