سنجش و ارزیابی تکنیک‌های بازآفرینیِ ترجمه در رمان «ارواح کلیمانجارو» اثر ابراهیم نصرالله بر اساس نظریۀ لانس هیوسن

نویسندگان

1 استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات عربی دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

2 دانشیار، گروه آموزش زبان و ادبیات عربی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

doi
10.22054/rctall.2025.87408.1803
چکیده

در فرآیند ترجمه، انتخاب‌های واژگانی (انتخاب کلمات و عبارات خاص) و ساختاری (انتخاب نحوۀ سازماندهی جملات و عبارات) هر دو نقشی کلیدی ایفا می‌کنند و بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند. مترجم باید با در نظر گرفتن اهداف ارتباطی متن، ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی هر دو زبان مبدأ و مقصد و همچنین نیازهای مخاطب، بهترین انتخاب‌ها را انجام دهد تا پیام اصلی به شکلی مؤثر منتقل شود. این دقت و مهارت مترجم به طور مستقیم بر کیفیت نهایی ترجمه تأثیر می‌گذارد و در بازآفرینی متن و انتقال مؤثر پیام نقش حیاتی دارد. انتخاب‌های واژگانی به ویژه می‌توانند درک و تفسیر خواننده از متن را عمیقاً تحت تأثیر قرار دهند. رمان «ارواح کلیمانجارو» نوشته ابراهیم نصرالله و با ترجمۀ سید حمیدرضا مهاجرانی، اثری مهم است که به تجارب و احساسات فلسطینی‌ها می‌پردازد. این رمان به مضامین هویتی، فرهنگی و اجتماعی فلسطینی‌ها می‌پردازد و صعود آن‌ها به قلۀ کلیمانجارو را به عنوان نمادی از اراده و تلاش برای رساندن پیام و هویتشان به جهانیان نشان می‌دهد. این صعود نمادی از ارتقای روحی و معنوی و عزم فلسطینی‌ها در مواجهه با سختی‌ها است. این جستار ادبی با روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس بن‌مایه‌های تراسازگازی و نظریۀ لانس هیوسن به بررسی رمان «ارواح کلیمانجارو« و ترجمۀ آن توسط سید حمیدرضا مهاجرانی با تمرکز بر سطوح گزینش ساختاری و واژگانی در ترجمه می‌پردازد.