مقایسۀ ساختار عروض فارسی و موسیقی کلاسیک ایرانی

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، لرستان، ایران.

2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، لرستان، ایران.

doi
10.22059/jlcr.2023.351244.1897
چکیده

از دیرباز، در متون موسیقی و عروض، اشاراتی به وجوه اشتراک میان آن دو شده است. اگر برخی از موسیقی‌دانان، موسیقی کلاسیک ایرانی را برآمده از عروض دانسته‌اند و هنرجویان خود را به آموختن زحافات دو و سه ‌هجایی ترغیب می‌کرده‌اند. مقصودشان سامان‌دهی ادوار ایقاعی و یافتن ریتم‌هایی نو بوده است، نه اینکه ساختار موسیقی به تقلید از عروض پدید آمده باشد. آنان عروض را مبنای مقایسه با موسیقی قرار داده‌اند تا از شیوۀ همانندسازی، برای درک بهتر ساختار موسیقی استمداد بجویند. تقدُّم زمانی موسیقی بر عروض و یکسانی ساختار موسیقی دنیای باستان تا روزگار معاصر ایجاب می‌کند عروض را برآمده از موسیقی بدانیم. گرچه در مواردی هم عروض بر موسیقی تأثیراتی نهاده است. از طرفی بُعد مهارتی موسیقی، سبب می‌شود دوستدارانش حتی با مطالعه و خوض در ساختار موسیقی نتوانند به شناخت درستی دست یابند. این مقاله با روش تحلیلی – تطبیقی بر آن است تا با مقایسۀ ساختار عروض و موسیقی و بیان مشابهت‌ها (از کوچک‌ترین جزء تا بزرگ‌ترین اجزاء) تصویری روشن در جهت درک درست ساختار موسیقی برای علاقه‌مندان ناآشنا به آن، به‌ویژه اهل عروض، ترسیم کرده، نقش انکارناپذیر موسیقی را در پدیدآمدن عروض توصیف کند. همچنین در برخی موارد اثرگذاری عروض بر ساختار موسیقی و نقش آن را در سامان‌دهی موسیقی کلاسیک ایرانی روشن سازد. داده‌های این مقاله به شیوة کتابخانه‌ای و با مراجعه به اسناد و منابع معتبر گردآوری شده‌است. نویسنده با ارزیابی و بررسی داده‌ها بدین نتایج دست یافته است: نت‌های موسیقی و هجاهای عروضی از لحاظ حرکت و سکون برابری می‌کنند. اسباب و اوتاد کاربردی دوگانه دارند. از میان افاعیل ده‌گانة عروض، تنها سه رکن با دانگ‌های موسیقی مطابقت می‌کنند. مقام موسیقی و بحر عروضی هر دو نتیجة ترکیب دانگ‌های موسیقی و افاعیل عروضی‌اند.