طراحی الگوی شایستگیهای نیروی کار صنایع تولیدی در انقلاب صنعتی چهارم
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت صنعتی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
2 استادیار، گروه مدیریت صنعتی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
3 استادیار، گروه مدیریت صنعتی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
4 دانشیار ، گروه مدیریت بازرگانی، واحد بناب، دانشگاه آزاد اسلامی، بناب، ایران.
doi
10.48308/jimp.14.4.201چکیده
مقدمه و اهداف: با وجود تحولات ناشی از فناوریها در فرآیندهای کاری، دگرگونی دیجیتال مستلزم بهرهگیری از مهارتهای انسانی برای تضمین قابلیت استفاده و کارایی فناوریهای دیجیتال است. در این راستا، بازار کار نیز نیازمند انطباق با تقاضاهای جدید مرتبط با این تغییرات است. انقلاب صنعتی چهارم تأثیر چشمگیری بر نیروی کار داشته و موجب دگرگونیهای اساسی در پروفایلهای شغلی شده است. بر همین اساس، این پژوهش با هدف طراحی الگوی شایستگیهای نیروی کار در انقلاب صنعتی چهارم و آزمون آن در شرکتهای تولیدی بزرگ استان آذربایجانشرقی انجام شده است. روشها: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، در حوزه پژوهشهای کاربردی-توسعهای قراردارد و روش تحقیق آمیخته اکتشافی (کیفی- کمی) بوده است که در بخش کیفی بر اساس روش داده بنیاد و استفاده از نرمافزار NVivo، سازه و اجزاء الگوی شایستگیهای نیروی کار در صنایع تولیدی مشخصشده است. همچنین در بخش کمی از معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه آماری در بخش کیفی، خبرگان دانشگاهی و مدیران صنعتی بودند و در بخش کمی، مدیران بخش صنعتی که تعداد ایشان 302 نفر بوده است، نمونهگیری در بخش کیفی بهصورت اشباع نظری انجام گرفته و هفده فرد خبره در مصاحبهها شرکت نمودهاند. در بخش کمی با استفاده از قاعده سرانگشتی 90 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند، قلمرو مکانی تحقیق صنایع تولیدی بزرگ استان آذربایجانشرقی و قلمرو زمانی آن سال 1401 بوده است. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمهساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه بر اساس یافتههای بخش کیفی بوده و برای تجزیه و تحلیل یافتههای کیفی از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی و در بخش کمی از معادلات ساختاری استفاده شده است. یافتهها: یافتههای این پژوهش نشان میدهند که شرایط علی، زمینهای و مداخلهای بهطور مستقیم بر طراحی الگوی شایستگیهای نیروی کار در انقلاب صنعتی چهارم تأثیرگذار هستند. در شرایط علی، عواملی مانند پویایی محیط فناوری و نیاز به مهارتهای جدید، نیروی کار را به سمت یادگیری و بهروزرسانی مداوم مهارتها سوق میدهند. از سوی دیگر، شرایط زمینهای شامل پشتیبانی فرهنگی و سرمایهگذاری در زیرساختها به تقویت فرآیند یادگیری و توسعه شایستگیها کمک میکند. همچنین، مداخلات مدیریتی و برنامههای آموزشی بهعنوان شرایط مداخلهای، میتوانند به افزایش توانمندیهای نیروی کار در زمینههای فنی و اجتماعی کمک کنند. این شرایط بهواسطه ارتقاء عملکرد سازمانی و بهبود کیفیت کار، به تحقق اهداف سازمانی و افزایش رضایت شغلی منجر میشوند. در نهایت، این یافتهها بر لزوم اتخاذ راهکارهای مناسب برای بهبود مستمر شایستگیهای نیروی کار تأکید میکنند تا سازمانها بتوانند در دنیای رقابتی امروز به موفقیت دست یابند، نتایج حاصل از بخش کمی پژوهش بیانگر آن بود که شرایط علی بر مقوله اصلی و مقوله اصلی بر راهبردها و راهبردها بر پیامدها تأثیر مثبت و معناداری دارد. شرایط مداخله گر بر راهبردها و درنهایت شرایط زمینه ای بر راهبردها تأثیر مثبت و معناداری دارد. نتیجهگیری: نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان میدهند که برای طراحی الگوی شایستگی نیروی کار در دوران انقلاب صنعتی چهارم، نیاز به شناسایی مهارتهای کلیدی است که شامل تسلط بر فناوریهای نوین، مهارتهای اجتماعی و همکاری، سازگاری و انعطافپذیری، و تفکر انتقادی و خلاق میشود. این شایستگیها در افزایش توانمندیهای نیروی کار و پاسخگویی به چالشهای جدید محیط کار حیاتی هستند. همچنین، پژوهش به ضرورت زیرساختهای حمایتی فرهنگی و دولتی برای پیادهسازی موفق این الگو اشاره دارد و تأکید میکند که آموزشهای منسجم و برنامههای توسعهای باید برای ارتقاء مهارتهای کارمندان به کار گرفته شوند. در نهایت، این الگوی شایستگی به سازمانها کمک میکند تا بهرهوری را افزایش دهند، کیفیت کار را بهبود بخشند و رضایت شغلی و نگهداری استعدادها را تقویت کنند.