مدل سازی ریسک در خدمات بانکی نابینایان با استفاده از FMEA فازی و شبکه عصبی گراف (GNN)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، دانشکده مدیریت صنعتی و فناوری، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استاد، دانشکده مدیریت صنعتی و فناوری، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری، دانشکده مدیریت صنعتی و فناوری، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.48308/jimp.14.4.223چکیده
مقدمه و اهداف: در دنیای امروز، دسترسپذیری و امنیت خدمات بانکی برای تمامی اقشار جامعه، به ویژه گروههای آسیبپذیر مانند نابینایان، از اهمیت ویژهای برخوردار است. با توجه به اهمیت روزافزون بانکداری دیجیتال، شناسایی و ارزیابی ریسکهای مرتبط با دسترسی و امنیت خدمات بانکی برای نابینایان از اولویتهای اساسی محسوب میشود. هدف این پژوهش، شناسایی، ارزیابی و اولویتبندی ریسکهای اصلی در ارائه خدمات بانکی به نابینایان و ارائه راهکارهایی برای کاهش این ریسکها است، بهگونهای که با بهبود زیرساختها و فناوریهای مورد استفاده، دسترسی نابینایان به خدمات بانکی بهطور معناداری تسهیل شود. این پژوهش ترکیبی از دو روش تحلیل ریسک FMEA فازی و شبکه عصبی گراف (GNN) را به کار میگیرد تا بهصورت دقیقتر و جامعتری روابط و تعاملات میان ریسکها شناسایی شود. روشها: پژوهش حاضر در دو مرحله اصلی صورت پذیرفت. در مرحله اول، از روش FMEA فازی برای شناسایی و ارزیابی ریسکها استفاده شد. این روش به دلیل قابلیت آن در کار با اعداد فازی، بهطور ویژهای مناسب تحلیل معیارهای شدت، وقوع، و قابلیت کشف هر ریسک در شرایطی با عدم قطعیت است. پس از گردآوری نظرات خبرگان، این معیارها به مقادیر غیرفازی تبدیل شده و اولویتبندی ریسکها مشخص گردید. مرحله دوم به کاربرد شبکه عصبی گراف اختصاص داشت که برای مدلسازی و تحلیل وابستگیهای پیچیده و روابط متقابل بین ریسکها به کار گرفته شد. GNN به عنوان یک ابزار قدرتمند یادگیری ماشینی امکان بررسی وابستگیهای متقابل میان معیارها و نودهای مختلف را فراهم میآورد. دادههای پژوهش از طریق نظرسنجیهایی که با ۱۲ نفر از خبرگان بانکداری و خدمات ویژه نابینایان انجام شد، گردآوری شدند. به هر خبره یک پرسشنامه شامل جفتهای مختلف معیارهای ریسک ارائه شد و آنها به هر جفت نمرهای بین صفر تا چهار دادند. سپس، برای کاهش اثر نظرات فردی و کسب یک ارزیابی جامع، میانگین نمرات خبرگان به عنوان وزن نهایی روابط بین معیارها در گراف استفاده گردید. یافتهها: نتایج بهدستآمده از تحلیل FMEA فازی نشان داد که «دسترسی فیزیکی»، «نابرابریهای اقتصادی»، «شکاف دیجیتال» و «موانع فناورانه» از مهمترین ریسکها در دسترسی نابینایان به خدمات بانکی هستند. نتایج RPN (عدد اولویت ریسک) غیرفازی هر ریسک نشان داد که دو ریسک «دسترسی فیزیکی» و «نابرابریهای اقتصادی» بیشترین اولویت را برای رسیدگی دارند و نیازمند توجه ویژهای هستند. نتایج به دست آمده از GNN نیز تأیید کرد که برخی از این ریسکها، نظیر دسترسی فیزیکی و موانع فناورانه، تأثیرات متقابل و پیچیدهای بر سایر ریسکها دارند و نقش اساسی در شبکه روابط میان معیارها ایفا میکنند. به طور خاص، معیارهای «نابرابریهای اقتصادی» و «موانع فناورانه» به عنوان عوامل اصلی تأثیرگذار در شبکه گراف شناسایی شدند که کاهش این ریسکها میتواند تأثیر مهمی بر دسترسی و تجربه بانکی نابینایان داشته باشد. این یافتهها همچنین نشان داد که در نظر گرفتن جنبههای اقتصادی و فناورانه به تنهایی کافی نیست و باید تعاملات میان این معیارها نیز مورد توجه قرار گیرد. نتیجهگیری: بهبود دسترسی نابینایان به خدمات بانکی مستلزم رویکردی چندوجهی است که بهطور همزمان ارتقای زیرساختهای فیزیکی، کاهش نابرابریهای اقتصادی، آموزش و آگاهیبخشی در حوزه فناوریهای بانکی، و تقویت امنیت اطلاعات را دربرگیرد. یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که ترکیب FMEA فازی و GNN در ارزیابی ریسکهای خدمات بانکی نابینایان میتواند به شناسایی تعاملات و اولویتبندی دقیقتر ریسکها کمک کند و زمینهساز طراحی راهکارهای جامعتر و مؤثرتری برای دسترسی این قشر به خدمات بانکی باشد. این پژوهش پیشنهاد میکند که بانکها و مؤسسات مالی، با بهکارگیری نتایج این تحقیق، راهکارهایی جامع برای ارتقای دسترسپذیری و بهبود تجربه کاربری نابینایان در خدمات بانکی ارائه دهند. افزایش رضایت و اطمینان این گروه از مشتریان میتواند در نهایت منجر به بهبود اعتبار و مسئولیتپذیری اجتماعی بانکها گردد.