مدل استوار مدیریت ریسک زنجیره تأمین خون در شرایط پاندمی کرونا
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای مدیریت صنعتی، گروه مدیریت صنعتی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه مدیریت، واحد نوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، نوشهر، ایران.
3 استادیار، گروه مدیریت صنعتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران.
4 استادیار، گروه مدیریت صنعتی، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.48308/jimp.14.3.56چکیده
مقدمه و اهداف: مدیریت ریسک زنجیره تأمین یک رویکرد پیشگیرانه به منظور جلوگیری از عواقب احتمالی و غیرمنتظره به شمار میرود. هدف از این پژوهش ارائه یک مدل ریاضی در جهت کاهش ریسک زنجیره تأمین خون در شرایط پاندمی است که بر این اساس، یک مدل استوار چند هدفه مبتنی بر سناریو با هدف کاهش ریسک زنجیره تأمین خون در شرایط بحرانی ارائه شده است. روشها: پاندمی کرونا سبب ایجاد اختلال در عرضه خون توسط اهداکنندگان شده و در نتیجه منجر به بحران در زنجیره تأمین خون گردید. با توجه به اینکه پیش از همهگیری کرونا بحرانهایی مانند زلزله، جنگ و غیره منجر به افزایش تقاضا در خون مورد نیاز میشدند، در نتیجه در تحقیقات گذشته، اختلال در عرضه خون توسط محققان کمتر مورد توجه قرار گرفته بود. لذا در این پژوهش، به منظور غلبه بر این عدم قطعیت مدلی سه سطحی با دو هدف ارائه گردید، که هدف اول هزینه کل را کاهش و هدف دوم قابلیت اطمینان زنجیره تأمین خون را افزایش میدهد و در نهایت مدل با درنظر گرفتن عدم قطعیت در عرضه خون، استوار گردید. ارائه مدلی ریاضی که همزمان دو محدودیت متضاد هزینه و قابلیت اطمینان را با در نظر گرفتن عدم قطعیت در عرضه بهینه مینماید، از جمله نوآوریهای این تحقیق است. برای تبدیل مدل چندهدفه به تک هدف از روش مجموع وزندار شده استفاده و برای حل مدل از نرمافزار GAMS و حل کننده BARON استفاده شده است. یافتهها: برای اعتبارسنجی مدل، مسئله در ابعاد مختلف و با استفاده از دادههای واقعی مورد آزمون قرار گرفت و به منظور تعیین پایداری مدل نسبت به تغییرات در پارامترها، تحلیل حساسیت انجام گرفته است. حداقلسازی هزینه کل در مدل استوار محاسبه شده و مشاهده میگردد که با افزایش مقدار وزن تابع هدف حداقلسازی هزینه، این تابع هدف به سمت حداقلسازی و بهینه شدن پیش میرود و مقدار آن در وزن 0.1 استوار میگردد. با افزایش وزن در تابع هدف حداکثرسازی قابلیت اطمینان، میزان این تابع هدف از 0.5 استوار بوده و به سمت حداکثرسازی و بهینه شدن پیش میرود و در وزن 1 به حداکثر میزان خود میرسد. در نمودار پارتو تغییرات تابع هزینه و قابلیت اطمینان استوار نشان داده شده است و مشاهده میگردد که با افزایش میزان استواری تابع هدف هزینه، تابع استوار قابلیت اطمینان بهشدت کاهش مییابد و برعکس. همچنین، تغییرات قابلیت اطمینان در برابر تعداد تسهیلات جمعآوری خون رابطه مستقیم بین این دو مورد را نشان داده است. اما با افزایش تعداد تسهیلات جمعآوری، قابلیت اطمینان سیستم نیز افزایش مییابد. طبق نتایج نشان داده شده، قابلیت اطمینان با احداث بیش از 15 تسهیل، افزایش پیدا نمیکند. در نتیجه، احداث و بهکارگیری بیش از 15 تسهیلات جمعآوری خون مقرون به صرفه نیست و این نشاندهنده افزایش بهرهوری زنجیره تأمین در سطح تسهیلات جمعآوری خون در صورت استفاده از مدل ارائه شده است. یافتهها نشان میدهد که مدل ارائه شده قادر است میزان بهینه خون جمعآوری شده از اهداکنندگان، تعداد مراکز جمعآوری، میزان موجودی خون در مرکز خون و بیمارستان و همچنین واحد خون ارسال شده از مرکز خون به بیمارستان را با هدف کاهش ریسک تعیین نماید و در جهت مدیریت ریسک زنجیره تأمین خون در شرایط بحرانی عرضه خون مانند پاندمی کرونا مورد استفاده قرار گیرد. نتیجهگیری: در شرایط پاندمی، اهمیت مدیریت ریسک زنجیره تأمین خون بیش از پیش مشخص شد. از آنجایی که زنجیره تأمین خون یکی از عوامل حیاتی در سلامت عمومی جامعه است، لازم است که سازمانها و نهادهای مرتبط با این زمینه، برنامهها و استراتژیهای استواری را برای مدیریت ریسکها و افزایش پایداری زنجیره تأمین خون در شرایط بحرانی مانند پاندمی کرونا اجرا کنند. بنابراین، اجرای مدل استوار مدیریت ریسک زنجیره تأمین خون در شرایط پاندمی کرونا، به سازمانهای مسئول کمک میکند تا پایداری و عملکرد خود را تضمین کرده و به بهترین شکل ممکن به نیازهای جامعه در زمینه تأمین خون پاسخ دهند.