توسعه یک مدل برنامه‌ریزی ریاضی به منظور بازطراحی شبکه‌ی زنجیره تأمین با امکان تغییر کاربری تسهیلات

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد، گروه مدیریت کسب و کار، دانشکده علوم مالی، مدیریت و کارآفرینی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران.

2 دانشیار، گروه مهندسی صنایع، دانشکده مهندسی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران.

doi
10.48308/jimp.14.3.79
چکیده

مقدمه و اهداف: امروزه به دلیل فضای رقابتی بازار، همکاری در قالب شبکه­‌های زنجیره تأمین لازمه ادامه­ حیات کسب­‌وکار­ها است و برای همکاری کارا و اثربخش میان اعضا، مدیریت منسجم زنجیره تأمین مورد نیاز است. تحقق این امر، مستلزم هماهنگیِ پیوسته بین عملکرد زنجیره تأمین از یکسو و انتظارات بازار در سوی دیگر است. یکی از روش‌­های حفظِ این هماهنگی، بازطراحی مداوم و پیوسته‌ شبکه‌ زنجیره تأمین در طول زمان است. در مسئله­ بازطراحیِ شبکه زنجیره تأمین، هدف بهبود یک زنجیره تأمین موجود است در حالی‌که در مسئله­ طراحیِ شبکه زنجیره تأمین، یک زنجیره­ تأمین جدید از ابتدا ایجاد می­‌شود. در شرایط واقعی؛ اغلب، مسئله­ بازطراحی زنجیره­ تأمین، پراستفاده­‌تر از مسئله­ طراحی زنجیره تأمین است، حال آنکه اکثر تحقیقات، بر طراحی یک زنجیره تأمین متمرکز شده­اند. یکی از تصمیمات مسئله بازطراحی که از توجه پژوهشگران پنهان مانده، تصمیم به تغییر کاربری تسهیلات زنجیره تأمین است. به عبارت دیگر، تغییر لایه­ تسهیلات در زنجیره تأمین به عنوان یک تصمیم جدید لحاظ می­‌گردد.  روش‌­ها: تصمیم به تغییر کاربری تسهیلات در مسئله­ سنتی زنجیره تأمین، چالش‌­زا است، زیرا نه تنها جریان­‌های شبکه بلکه ساختار شبکه (توپولوژی) را نیز تغییر می‌­دهد. تغییر ساختار اساسی شبکه زنجیره تأمین یک مسئله­ غیرخطی است. در این تحقیق، برای رویارویی با این چالش، از یک نوآوری مبتکارانه استفاده شده است، به این صورت که ابتدا تغییر در دیدگاه نسبت به شبکه­ زنجیره تأمین از شبکه­ لایه‌­ای سنتی به یک شبکه­ دوار انجام شده و سپس مدل‌­سازی ریاضی ابتکاری براساس دیدگاه نوآورانه­ شبکه­ دوار زنجیره تأمین ارائه گردیده است­. یافته­‌ها: بازطراحی شبکه زنجیره تأمین با امکان تغییر کاربری تسهیلات به دلیل تغییرات ساختار شبکه، یک مسئله­ غیرخطی است. در این پژوهش، با استفاده از تغییر دیدگاه و ایجاد متغییرها و محدودیت­‌های ابتکاری، یک مدل برنامه‌ریزی چند دوره‌ای عدد صحیح مختلط خطی برای مسئله ارائه شده است. همچنین در این مدل، حالت گذار تغییر کاربری تسهیلات از یک لایه به لایه­ای دیگر در نظر گرفته شده است که دست­یابی به این قابلیت از نتایج شگفت­‌انگیز استفاده از دیدگاه نوآورانه شبکه­ دوار زنجیره تأمین است. این مدل، با استفاده از مثالی در نرم‌­افزار گمز با روش سیپلکس حل شد و برای نمایش نتایج این مدل و دیدگاه نوآورانه به زنجیره تأمین از نرم افزار متلب استفاده شده است. نتیجه­‌گیری: در گذشته، مدیران شبکه‌های­ زنجیره تأمین در مواجه با تصمیم‌گیری برای تغییر کاربری تسهیلات در شبکه­ زنجیره تأمین با چالش روبه‌­رو بوده‌­اند. دلیل این چالش‌ها، محدودیت‌های دیدگاه سنتی لایه­ برای مدل‌سازی ریاضی و بازطراحی بهینه­ شبکه­ تحت مدیریت آنها بوده است. اکنون مدیران با کمک این مدل مبتکارانه و تغییر دیدگاه نسبت به شبکه­ زنجیره تأمین، امکان مواجهه با آن را دارند. به عنوان پیشنهاد مدیریتی می­توان به لزوم بکارگیری اصول بهینه­‌سازی و مدیریت زنجیره تأمین، به عنوان یک رویکرد و پارادایم جدید مدیریتی اشاره کرد. در سطح راهبردی زنجیره تأمین به دلیل ماهیت و ابعاد گسترده­ای که وجود دارد، میزان هزینه‌­ها زیاد بوده و بهبودهای اندک در آن منجر به افزایش مزیت رقابتی قابل توجهی برای زنجیره تأمین تحت مدیریت خواهد شد. به همین دلیل؛ به مدیران زنجیره توصیه می­‌شود، برای زنجیره‌­هایی که امکان تغییر کاربری تسهیلات در آن­ها وجود دارد، با استفاده از مدل ارائه شده در این مقاله، جهت بهبود زنجیره­ تحت مدیریت خود، اقدام کنند.