تحلیل تطبیقی ترجمه‌های واژۀ «صهر» در قرآن کریم (بر اساس نظریۀ فردینان دو سوسور)

نویسندگان

1 استاد، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22054/rctall.2023.74676.1682
چکیده

سوسور با نگاهی سیستماتیک و نظام‌مند، زبان را مجموعه‌ای از نشانه‌ها ‌دانسته و در نظریۀ زبانی خود نشانه را کلیدواژه اساسی قرار می‌دهد. در ترجمه نیز نشانه‌ها بسیار حائز اهمیت‌اند و مترجم باید بتواند با شناخت دقیق کلمات متن، روابط میان آن‌ها را شناسایی کرده و از این روابط در جهت ترجمه‌ای دقیق‌تر یاری گیرد؛ این مسأله در ترجمۀ قرآن کریم اهمیتی دوچندان می‌یابد. از جمله واژگان به‌کار رفته در قرآن کریم که بررسی معنایی آن نیاز به توجه و دقت دارد واژۀ «صهر» است. پژوهش حاضر که به روش تحلیلی-توصیفی صورت گرفته تلاش دارد با رویکردی معناشناسانه- ساختارگرایانه به این سؤال پاسخ دهد که سطوح و لایه‌های معنایی مختلف واژۀ «صهر» در قرآن کریم چگونه شکل می‌گیرد و مفهوم «صهر» در کاربرى قرآن کریم بر محور جانشینی و همنشینی با کدام واژگان مترادف است؟ نتیجه حاصل شده بیان می‌کند که هم در اصل فارسی واژۀ «صهر» و هم در قوامیس عربی یکی از معانی اصلی آن، «نَسَب» بیان شده، اما از سوی دیگر همنشینی آن با همین کلمه سبب می‌شود که معنای دیگری به آن داده شود. از این رو، مترجمان در این باره رویکردهای مختلفی در پیش گرفته و برخی با در نظر گرفتن رابطه تضاد میان نسب و صهر این دو را به نسبی و سببی ترجمه کرده‌اند. برخی هم این دو را به ذکور و اناث ترجمه کرده‌اند. همچنین با وجود آنکه معنای داماد برای واژۀ صهر در منابع متعددی آمده، اما در 10 ترجمه مورد بررسی در مقالۀ حاضر تنها یکی از منابع؛ یعنی ترجمۀ فولادوند چنین معنایی را برای این واژه آورده است.