آسیبشناسی عملکرد مترجمان قرآن در برگردان رابطها بر اساس انسجام پیوندی (واکاوی موردی: فولادوند، خرمشاهی و مکارم شیرازی)
نویسندگان
1 استاد، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مترجمی زبان عربی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22054/rctall.2024.76357.1700چکیده
از سال 1976 و با طرح نظریۀ انسجام از سوی هلیدی و رقیه حسن این نظریه مبنای بسیاری از پژوهشهای تحلیل گفتمانی قرار گرفت. قرآن کریم نیز به عنوان متنی وحیانی قرنهای متمادین است که عرصۀ بررسیهای زیبایی شناختی قرار میگیرد و به گواهی قرآنپژوهان پیشین و پسین نظم هوشمندانه و ترتیب شگرف عبارات قرآنی در کنار شیوایی الفاظ و بلندی مضامین از جمله نشانههای انسجام متن و از وجوه اعجاز قرآن به شمار میرود. از جمله مؤلفههای انسجام، اصلی با عنوان انسجام پیوندی است که از نقش رابطها در ایجاد پیوستگی میان عبارات سخن میگوید؛ همان عنصری که در کنار عناصر واژی- دستوری، ارتباط منطقی میان اجزای صورت متن را رقم میزند. هلیدی و رقیه حسن در این نظریه، ابزارهای ایجاد انسجام پیوندی را به چهار نوع اضافی، تقابلی، سببی و زمانی تقسیم کردهاند. در قرآن از رابطهای متنوعی برای پیوند میان آیات و عبارات استفاده شده، اما موضوع مهم و مورد بحث این مقاله، کیفیت بازسازی آنها در زبان فارسی است. به همین منظور، در این مقاله ابتدا با روش توصیفی- تحلیلی وضعیت رابطها در گزیدهای از آیات قرآن بررسی و سپس وضعیت عملکرد مترجمان به بوتۀ نقد گذاشته شد که در نهایت، به علت عدم بهکارگیری این ابزار انسجامی، اشتباهاتی در تشخیص و به تبع آن در برابریابی رابطها به چشم میخورد.