ارزیابی تاب آوری و پایداری زنجیره تامین با رویکرد تلفیقی تئوری محدودیت ها، رویکرد فرآیندی و تصمیم گیری چند شاخصه (مورد مطالعه: بخش فراساحل صنعت نفت)
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.48308/jimp.14.2.34چکیده
مقدمه: اختلال در زنجیره تأمین رویدادی است که به مختلشدن جریان تولید کالاها یا خدمات و سرویسدهی در زنجیره تأمین منجر میشود. تابآوری به توانایی سازمان برای مقابله با اختلالات یا توانایی شبکه زنجیره ی تأمین برای بازگشت سریعتر به شرایط پیشین و درنهایت تأثیر مثبت بر عملکرد شرکت اشاره دارد. بسیاری از شرکتها با وقوع اختلال دیگر نمیتوانند سطح بهرهوری خود را حفظ کنند و درنتیجه رقابتپذیری خود را از دست میدهند و این امر ریسک تداوم کسبوکار را بالا خواهد برد و سبب زیان مالی میشود. عملیات زنجیره تأمین با ملاحظات پایداری به یک مسئله کلیدی در سالهای اخیر تبدیل شده است. یک مفهوم اساسی در میان تمام تفاسیر پایداری به چشم میخورد و آن هم رویکرد سهگانه پایداری؛ یعنی اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی است که باید توسط اعضای زنجیره تأمین رعایت شوند. توسعه پایدار مدیریت زنجیره تأمین، نهتنها یک عامل محدودکننده نیست، بلکه یک رویکرد برای بهبود عملکرد است.روشها: مطالعه حاضر بر اساس نتیجه و هدف جزو پژوهشهای کاربردی بهشمار میرود و با رویکرد آمیخته و تلفیقی از مطالعات تحلیل کیفی ـ کمّی با روش پیمایش مقطعی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل خبرگان دانشگاهی و تجربی بود. جامعه آماری بخش کمّی را مدیران، رؤسا و کارشناسان فعال در ستاد، عملیات و پروژه در شرکت موردمطالعه تشکیل میدهند. ابزار گردآوری دادهها مطالعات اسنادی، نظرسنجی از خبرگان و پرسشنامه پژوهشگرساخته است. برای شناسایی عوامل از تکنیک فراترکیب استفاده شد. با تکنیک دلفی فازی غربالگری عوامل صورت پذیرفت و مدل مفهومی بهدستآمده با روش حداقل مربعات جزئی اعتبارسنجی شد. برای وزندهی و رتبهبندی عوامل، روش SWARA بهکار رفت. سه سطح فرآیندهای زنجیره تأمین بر اساس نقشه فرآیندی موجود و منطبق با مدل SCOR تعریف شده و با روش WASPAS مهمترین فرآیندهای گلوگاهی سه سطح رتبهبندی شدند. درنهایت با بهکارگیری ابزارهای فرآیند تفکر محدودیتهای مهمترین زیرفرآیند گلوگاهی سطح سوم شناسایی و راهکارهای بهبود برای رفع محدودیتها ارائه شد. یافتهها: بر اساس یافتهها، شاخصهای موردنظر با روش فراترکیب استخراج و با تکنیک دلفی فازی غربالگری و بومیسازی شده و در قالب 7 بُعد و 39 شاخص توسط خبرگان تأیید شدند. مدل اولیه با تکنیک حداقل مربعات جزئی تأیید اعتبار شد. از میان عوامل تابآوری و پایداری، بُعد «مدیریت ریسک» با وزن 2241/0 و شاخص «درنظرگیری عامل ریسک در تصمیمگیری» با وزن 1224/0، در اولویت نخست قرار گرفتند. میتوان نتیجه گرفت که مدیریت ریسک یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر تداوم و پویایی کسبوکار است؛ بنابراین مدیران زنجیره تأمین در شرکت موردمطالعه باید ضمن افزایش دائمی دانش و مهارت کارکنان زیرمجموعه خود، شرایط مشارکت آنها را در فرآیند شناسایی و کنترل ریسک و فرصتها فراهم کنند؛ همچنین با ارزیابی فرآیندهای شرکت به ترتیب «فرآیند منبعیابی و تأمین»، «فرآیند تأمین کالا و لجستیک» و زیر فرآیند «طرحریزی خرید» بهعنوان مهمترین فرآیندهای گلوگاهی زنجیره تأمین شرکت شناسایی شدند. طبق نتایج حاصل از شناسایی اثرات نامطلوب و ریشهیابی زیرفرآیند «طرحریزی خرید» با ابزارهای فرآیند تفکر، مشخص شد مکانیزم شناسایی، برآورد و تخصیص منابع از جمله منابع زیرساختی، انسانی و مالی با اختلال مواجه است. نتیجهگیری: پیشنهادهای کاربردی به مدیران و تصمیم گیران شرکت این است که با بهکارگیری نیروهای متخصص و مجرب در حوزه طرحریزی خرید و تدوین طرحهای اجرایی و بهکارگیری ابزارهای پیشرفته سنجش، تحلیل، پیشبینی، تخصیص منابع، شناسایی عدمقطعیتها، تعیین پیشنیازها و پسنیازها و نحوه بهکارگیری تأمینکنندگان اصلی و پشتیبان و کنترل تغییرات، سازوار موجود را بازنگری و اصلاح کنند.